سید علی اصغر شفیع پور
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سید علی اصغر شفیع پور
آرشیو وبلاگ
      اشتوکلین ()
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنیست نویسنده: سید علی اصغر شفیع پور - ۱۳۸۸/۱/٢٥

وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز. و دویدن که آموختی,
پرواز را،راه رفتن بیاموز،  زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود.
و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.
دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر.و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی.
من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت. بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند! پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر,
دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودندپرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودنداما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت و کرمی که,
در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت. وقتی رفتن آموختی ، دویدن بیاموز. ودویدن که آموختی ، پرواز را راه رفتن بیاموز زیرا هر روز باید از خودت تا خدا گام برداری.
دویدن بیاموز زیرا چه بهتر که از خودت تا خدا بدوی. و پرواز را یادبگیر زیرا باید روزی از خودت تا خدا پر بزنی.....

 

  نظرات ()
خداوند بخشنده مهربان نویسنده: سید علی اصغر شفیع پور - ۱۳۸۸/۱/٢٥

 

خدا عظیم نیست ، او عظمت است . خدا مهربان نیست ، او مهربانی است. خدا عاشق نیست ، او عشق است. وقتی دست ناتوانی را می گیریم ، وقتی با عشقی خالصانه به حرفهای انسانی تنها و درمانده ای گوش میدهیم. پروردگار مجال حضور بر زمین یافته است. کار خدا خلق انسان بود و رسالت انسان تجلی خداوند بر زمین. انسان نردبانی است که از طریق آن خدا از فراز آسمان بر زمین گاه می نهد.

 

خداوند به هر پرنده ای دانه ای می دهد ، اما آن را در داخل لانه اش نمی اندازد.   "هالندی"

 

بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است . متبرک کسی است که علی رغم همه رویدادها قلب خود را بسوی خدا می گیرد و می گوید : به " تو " توکل می کنم.    "جی پی .واسوانی"

 

زندگی هدیه خداوند به ماست و " شیوه زندگی  ی " ما ، هدیه ما به خداوند .     " لئو بوسکالیا"

 

سرنوشت هر کسی را سرنوشت او تعیین می کند. " هراکلیتوس"

 

اگر نتوانید ریسک کنید نمی توانید رشد کنید . اگر نتوانید رشد کنید نمی توانید بهترین باشید . اگر نتوانید بهترین باشید نمی توانید شاد باشید و اگر نتوانید شاد باشید چه چیز دیگری مهم است.

"دیوید ویسکات"

 

هنگامی که خدا انسان را اندازه می گیرد متر را دور "قلبش " می گذارد نه دور سرش . " نورمن وینسنت پیل"

 

امروز اولین روز بقیه  ی عمر شماست . " رابرت گرسیولد"

 

  نظرات ()
آن پرنده غمگین که از قلبها گریخت ایمان بود! نویسنده: سید علی اصغر شفیع پور - ۱۳۸۸/۱/٢٥

دو مرد در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند . یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود اما دیگری ماهیگیری نمی دانست .

هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ می گرفت ، آنرا در ظرف یخی که در کنار دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند ، اما دیگری به محض گرفتن یک ماهی بزرگ آنرا به دریا پرتاب می کرد .

ماهیگیر با تجربه از اینکه می دید آن مرد چگونه ماهی را از دست می دهد بسیار متعجب بود . لذا پس از مدتی از او پرسید :

- چرا ماهی های به این بزرگی را به دریا پرت می کنی ؟

مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !

 

گاهی ما نیز همانند همان مرد ، شانس های بزرگ ، شغل های بزرگ ، رویاهای بزرگ و فرصت های بزرگی را که خداوند به ما ارزانی می دارد را قبول نمی کنیم . چون ایمانمان کم است .

ما به یک مرد که تنها نیازش تهیه یک تابه بزرگتر بود می خندیم ، اما نمی دانیم که تنها نیاز ما نیز ، آنست که ایمانمان را افزایش دهیم .

خداوند هیچگاه چیزی را که شایسته آن نباشی به تو نمی دهد .

این بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار می دهد استفاده کنی .

هیچ چیز برای خدا غیر ممکن نیست .

  نظرات ()
آرامش نویسنده: سید علی اصغر شفیع پور - ۱۳۸۸/۱/٢٥

قومی متفکرند اندر ره دین

قومی زگمان فتاده در راه یقین

می ترسم از آن که بانگ آید روزی

ای بی خبران راه نه آنست و نه این!!!...

چقدر بده آدمیزاد یه عمر زندگی کنه اما بعدش ببینه سرش بی کلاه مونده چند سال پیش وقتی فیلم شمعی در باد رو دیدم داشت لجم در میومد از این که اون پسر آرامشش رو دستی دستی داره حروم می کنه اون قدر دنبال آرامش گشت که همون یه ذره باقی مونده رو از دست داد اما آخرش به یه آرامش دیگه رسید که من دو سال قبل نفهمیدم معنی این آرامش چیه... آرامشی که چند ماهه دارم دنبالش می گردم اما هرچی می گردم پیداش نمی کنم می دونم که این موهبت فقط توی وجود آدمه و از هیچ جای دیگه تامین نمی شه.

 وقتی می شینم ادای فیلسوفارو در میارم که ببینم از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود... هنگ می کنم !

چند سال داریم؟ آیا به اون اندازه ای که سن داریم می فهمیم؟ نه هیچی نمی فهمیم می دونید چرا؟

 چون همیشه عادت کردم مفت بخوریم... مفت بگردم مفت حرف بزنیم و درنهایت مفت فکر کنیم ... دینی هم که داریم یه توفیق اجباریه... این همون دو بیت شعر بالا است یعنی اگه عاقلی برو دنبال یه کلاه بگرد که اندازه سرت باشه نه اون قدر کوچیک که باد ببره و نه اون قدر بزرگ که جلو چشاتو بیگیره تا نتونی حقیقتی رو که اون جور هست رو ببینی .

 

  نظرات ()
دوران زمین شناسی نویسنده: سید علی اصغر شفیع پور - ۱۳۸۸/۱/۱۸

((کریپتوزوئیک))

زمان قبل از ائون فانروزوئیک را پرکامبرین (precambrian) نامیده اند.پرکامبرین قریب به نود درصد طول عمر زمین را شامل می شود . طول مدت پرکامبرین 4000میلیون سال است . در چینه شناسی ، پرکامبرین را به دو ائون آرکئن (Archean) و پروتروزوئیک (Proterozoic) تقسیم نموده اند .اطلاعات و دانسته ها از ائون آرکئن و پروتروزوئیک نسبت به سایر زمانهای زمین شناسی کمتر است( زیرا قسمت اعظم سنگهای پرکامبرین تحت تأثیر دگرگونی یا فرسایش قرار گرفته اند و یا توسط سنگهای جوانتر پوشیده شده اند .) آثار فسیلی موجودات زنده پرکامبرین بندرت باقی مانده است( زیرا موجودات آن زمان ابتدایی و فاقد استخوان سخت بوده اند .) انطباق سنگهای پرکامبرین غالباً با استفاده از تعیین سن به وسیله مواد رادیواکتیو صورت می گیرد . بنا به گفته لیل (Lyell) قدیمی ترین زمین هایی که قشر یا پوسته اولیه زمین را تشکیل می داده است زمین های بلور لایه (Cristallopyllien) بوده است . حدود 12 فاز کوهزائی در طول 3000 میلیون سال وجود داشته است که بین قدیمی ترین سنگهای تعیین سن شده روی زمین تا کامبرین اتفاق افتاده است ، اما طول زمان هر یک از این فاز ها دقیقاً مشخص نیست . از بهترین فسیلهای شاخص پرکامبرین بالائی که از یک میلیارد سال قبل ظاهر شده اند می توان آثاری چون بابتوسفرها (babetospheres) و چوآریا (chuaria) را نام برد .                           

((آرکئن))

 ائون آرکئن به تنهایی 45 درصد طول زمین یعنی فاصله زمانی بین 5/2 تا 6/4 میلیون سال قبل را در بر می گیرد . در قدیم بر اساس اصل روی هم قرار گرفتن طبقات (principle of superposition) قدیمی ترین سنگها را به آرکئن نسبت می داده اند . سنگهای رسوبی آرکئن غالباً از نوع تخریبی درشت دانه و سنگهای رسی تیره است .( مواد متشکله این سنگها از تخریب سنگهای آذرین حاصل شده اند .)  موجودات زنده اولیه از نوع تک سلولی بوده اند .استروماتولیت ها از نمونه های فسیلی هستند که به تعداد نسبتاً زیاد درسوبات پرکامبرین بر جای مانده اند .امروزه استروماتولیت ها در حاشیه دریاهای گرم دیده می شوند ولی تعداد آنها نسبت به پرکامبرین بسیار کم است . امروزه استروماتولیتها را در استرالیا مشاهده می کنیم .  

((پروتروزوئیک))

به زمان بین 570 تا میلیون2500 سال قبل را پروتروزوئیک نامیده اند . حد بین پروتروزوئیک و کامبرین را با پیدایش اولین تریلوبیت بنام اوله نوس (olenellus) و یا فالوپسیا (fallopcia) مشخص می کنند . تعیین سن سنگهای پروتروزوئیک بر اساس رادیومتریک صورت گرفته است.به طور کلی سنگهای مربوط به این ائون به دو دسته تقسیم شده اند :

الف) سنگهایی با درجه درگرگونی بالا یا گرانولایت (Granulites)

ب) سنگهای آذرین و رسوبی تخریبی اغلب دگرگون شده و به علت داشتن کلریت سبز رنگ هستند . به این دسته سنگها مجموعه سنگهای سبز(Green stone belt) می گویند .. به علت کمبود اطلاعات فسیلی از پروتروزوئیک ، نمی توان به خوبی در مورد آب و هوای این ائون اظهار نظر نمود . زمینهای پروتروزوئیک عبارتند از :

1. سپرها یا زمینهای ثابت : زمینهایی که کمتر تحت دگرگونی و فرسایش بوده اند .

2. فلات قاره ها : در قسمتهای چین خورده و یا در دره های مرتفع قرار گرفته اند .

 

((پالئوزوئیک))

پالئوزوئیک یا دوران دیرینه زیستی از دو کلمه یونانی پالئوس (palaios) به معنی قدیمی و زئون (zoen) به معنی موجود زنده مشتق شده است .  طول این دوران حدود 340 میلیون سال است . (230 تا 570 میلیون سال قبل ) دوران پالئوزوئیک شامل 6 دوره است که به ترتیب از قدیم به جدید عبارتند از : کامبرین ، اردوویسین ، سیلورین ، دونین ، کربونیفر و پرمین . در دوران پالئوزوئیک مهمترین تغییرات با دوچرخه کوهزائی کالدونین (Caledonian) واریسکن (variscan) مطابقت دارد . شروع دوران پالئوزوئیک با حضور اشکالی از موجودات زنده ای مشخص می شود که دارای بخشهای سخت بودند فراوانترین اینموجودات آغازین تریلوبیتها بودند . سیلورین کوتاه ترین و کربونیفر طولانی ترین سیستم های دوران پالئوزوئیک هستند . رسوب گذاری در این دوران متنوع است . رسوبات تخریبی در پالئوزوئیک زیرین و رسوبات کربناته در پالئوزوئیک بالایی انتشار می یابند .انتشار رسوبات در زمان خود می تواند نتیجه عمل گسترش پوشش گیاهی قاره ای و فراوانی ارگانیسم های تثبیت کننده کربنات کلسیم و عوامل آب و هوایی باشد .

((کامبرین))

نام کامبرین از کلمه کامبریا گرفته شده است.سن کامبرین از 570 تا 510 میلیون سال است . پیدایش آثار یخچالی در سنگهای رسوبی کامبرین نشان می دهد که آب و هوای سردی در این نواحی حکمفرما بوده است . تریلوبیتها سخت پوستان دریایی هستند که در اوایل دوران پالئوزوییک ظاهر شده و در اواخر همین دوران از بین رفته اند . بدین ترتیب از فسیلهای شاخص این دوران محسوب می شوند . تقسیمات سیستم کامبرین توسط والکت (Walcott) به صورت سه قسمتی پیشنهاد گردید که شامل کامبرین زیرین ، میانی ، بالایی است .

((اردوویسین))

نام اردوویسین از نام قبیله اردویشیا (ordovicia) که در شهر گال زندگی می کردند گرفته شده است .طول این دوره از 515 تا 438 میلیون سال قبل است .در طی این دوره نخستین مهره داران ظاهر شده اند . این جانوران از گروه ماهی ها هستند که به علت دارا بودن صفحات سخت استخوانی در سطح بدن به ماهی های زره دار معروفند . یکی از خصوصیات این دوره آن است که آب و هوا از کامبرین گرمتر بوده به طوری که رسوبات آهکی و دولومیتی بیشتری ته نشین شده اند . مهمترین فسیلهای شاخص اردوویسین: بازوپایان لولادار ، گراپتولیتها ، کنودونتها . فسیل گراپتولیتها اغلب در سنگهای شیلی سیاهرنگ دیده می شوند زیرا بدن آنها شکننده بوده و لذا در رسوبات نرم بهتر حفظ می شود.

((سیلورین))

مورچیسون (Murchison ) نام سیلورین را به قسمتی از زمینهای شهر گال که قبیله سیلور (Silure ) در آن سکونت داشتند اطلاق نمود .سیلورین کوتاهترین دوره پالئوزوییک است که سن آن را 28 میلیون سال تعیین کرده اند (438 تا 410 میلیون سال قبل) فسیل نخستین جانوران ساکن خشکی هم متعلق به موجوداتی عقرب مانند است .  فعالیتهای آتشفشانی اگرچه در اردوویسین نیز وجود داشته اند اما در سیلورین گسترش زیادی  یافته اند .  علاوه برگراپتولیت ها ، براکیپودها ، مرجانها کنودونتها نیز در این دوره گسترش و توسعه فراوان داشته اند . ریفهای مرجانی در حاشیه اغلب خشکیهای دوره سیلورین وجود دارند .

                                        ((دونین))

دونین در دونشایر(Devonshire) انگلستان توسط مورچیسون و سدویک نامگذاری شده است.از 408 تا 360 میلیون سال قبل به طول انجامیده است این دوره که زمان بین دو دوره کوهزائی(کالدونین و هرسی نین) را شامل می شود . آمونوئیدها به علت سریع و کوتاهی دوره عمر جزء فسیلهای شاخص دونین تا آخر دوران  مزوزوییک هستند . اگرچه دونین به نام دوره ماهیها مشهور شده است ولی تعداد گونه ها در این دوره بیشتر از دوره های بعد نبوده است . اولین حشره در دونین ظهور یافت . گیاهان خشکی از جمله نهانزادان آوندی در دونین توسعه یافتند .از مهمترین ماهیهای این دوره می توان اوستراکودرم (Ostracoderm) را نام  برد که در محیطهای آب شیرین زندگی می کرده است .

((کربونیفر))

نام کربونیفر توسط کنی بیر (Conybear)به زمین های حاوی زغال سنگ در انگلستان داده شده است .  طول عمر این دوره از 365 تا 290 میلیون سال قبل است . رسوبات مربوط به این زمان در امریکا به نام دوره های می سی سی پین ( Mississipian ) و پنسیلوانین (Pennsylvanian) نامگذاری شده است . وجود لایه های زغالدار بیانگر آن است که آب و هوای این دوره گرم و مرطوب بوده   است درنتیجه آب و هوای مناسب جنگلهای انبوه بوجود آمد .فوزولین ها (Fosulinids) یکی از میکروفسیلهای شاخص این دوره هستند . حد زیرین کربونیفر با فسیلهای گونیاتیت – فوزولین و کنودونت مشخص می شود . گذر فوقانی این دوره نیز با میکروفسیلهای شواژرین (Sheowagerina) و دوکفه ای پالئودونتا (Palaodonta) شناخته شده است .

((پرمین))

نام پرمین اولین بار به رسوبات دریائی مربوط به اواخر دوران پالئوزوییک ناحیه پرم (Perm) واقع در مشرق روسیه اطلاق گردیده است .طول عمر این دوره از 290 تا 250 میلیون سال قبل بوده است .  بطور کلی دو نوع رخساره مهم در دوره پرمین می توان تشخیص داد یکی رخساره دریائی و دیگری رخساره مردابی و خشک . مهمترین جنسهائی که در این دوره یافت می شوند عبارتند از :

1-   گانگاموپتریس(Gangamopteris) 2- گلوسوپتریس

رخساره های مردابی و خشکی این دوره اغلب از ته نشینهای ماسه سنگ قرمز ، شیست و مارن های قرمز رنگ تشکیل شده است . و ته نشینهای دریایی آن عبارتند از : ماسه سنگ ، آهک و دولومیت است .

((مزوزوئیک))

دوران مزوزوئیک که نام آن از کلمه یونانی مزوس (Mesos) به معنی متوسط گرفته شده است . این دوران 185 میلیون سال به طول انجامیده است .این دوران از سه دوره زمین شناسی تشکیل شده است که به ترتیب از قدیم به جدید عبارتند از : تریاس ، ژوراسیک ، کرتاسه . دو دسته مهم جانوری در این دوران حائز اهمیت هستند . خزندگان مخوف بنام داینوسورها و دسته دیگر آمونیت ها . بازدانگان و نهاندانگان از گیاهان مهم این دوران به شمار می روند .کوهزائی آلپ از دوران مزوزوئیک شروع گردید و تا به امروز ادامه دارد .

هوای دوران مزوزوئیک نسبتاً گرم و از نوع آب و هوای استوایی و یکنواخت تر از آب و هوای فعلی بوده است .

 

 

((تریاس))

نام تریاس اولین بار توسط آلبرتی (Alberti) در ناحیه لرن (Luraien) آلمان بکار برده است .طول مدت تریاس حدود 40 میلیون سال است . تقسیمات تریاس شامل سه تیپ رخساره به نام های :

1- قسمت فوقانی کوپر (keuper) ، شامل مارنهای گچ و نمک دار رنگین

2- قسمت میانی موشل کالک (Muschel kalk) ، از آهک فسیل دار تشکیل شده

3- قسمت زیرین بونت ساندشتین (Bunt Sandstein) ، متشکل از ماسه سنگ قرمز و در رأس آن 70 متر ماسه سنگ گلی رنگ با فسیل گیاهی ولتزیا (Voltezia) می باشد .در این دوره خزندگان تنوع و گسترش زیاد داشته اند . علاوه بر خزندگان خشکی خزندگانی هم در دریاها و کنار مردابها به سر می برده اند . جلبکها از مهمترین گیاهان دریائی دوره تریاس می باشند که آثار آنها در رسوبات آهکی اروپا و اطراف مدیترانه وجود دارد . در تریاس به علت وجود آب و هوای خشک برای رشد و توسعه گیاهان مناسب نبوده است .

 

((ژوراسیک))

نام ژوراسیک از کوههای ژورا (Jura) در آلپ گرفته شده است .طول مدت ژوراسیک 65 میلیون سال است .اپل (Oppel) ژوراسیک را به سه زیر دوره تقسیم کرد که عبارتند از :

1- لیاس (Liassic) : ژوراسیک پیشین یا لیاس که مطابق با ژورای سیاه است.

2- دوگر (Dogger) : ژوراسیک میانی یا دوگر که ژورای قهوه ای نیز نامیده می شود .

3- مالم (Malm) : ژوراسیک پسین یا مالم که با ژورای سفید مطابقت دارد .

اولین پرندگان در ژوراسیک ظهور نموده اند . فسیل آرکئوپتریکس (Archeopteryx) در لایه های رسوبی سولن هوفن (Solen hofen) آلمان بهترین نمونه فسیلی است . که حد واسط پرنده و خزنده است .گسترش داینوسورها در این دوره زیاد بوده است . ردپای این جانور در روسوبات ژوراسیک کرمان دیده شده است .آمونیتها از فسیلهای مهم ژوراسیک به شمار می روند . (اپیلا Oppelia و پریس فینکتس Perisphinctes)

 

((کرتاسه))

نام کرتاسه اولین بار به رسوبات گل سفیدی در جنوب اطلاق گردیده است .با 75 میلیون سال طول عمر طولانی ترین دوره زمین شناسی دوران مزوزوئیک می باشد .آب و هوای دوره کرتاسه گرم و ملایم بوده است . وجود فسیلهای گیاهی شبیه انجیر در نواحی شمالی نشان دهنده آن است که در این دوره قسمتهای شمالی از یخ پوشیده نبوده است .گیاهان نهاندانه در کرتاسه ظاهر و توسعه یافته اند .گروههای مهم جانوری که در کرتاسه وجود داشته اند عبارتند از :آمونیت ها و بلمنیت ها. اوربی تولین ها یکی از میکروفسیلهای شاخص دوره کرتاسه هستند .

 

 

 

 

((سنوزوئیک))

سنوزوئیک یا دوران حیات جدید (حیات : zon ، جدید : Kainos) دورانی است که پرندگان در هوا و پستانداران در روی زمین تنوع و گسترش یافتند و زمین خود را برای فرمانروایی انسان آماده کرد .این دوران شامل تاریخ زمین از پایان کرتاسه به بعد و تقریباً 65 میلیون سال طول کشیده است .ضخامت متوسط رسوبات این دوران حدود 30 کیلو متر تخمین زده شده است .در اواخر کرتاسه داینوسورها ، آمونوئیدها و رودستها Rudists و خزندگان دریایی به کلی نابود شدند و تعدادی از گونه های دیگر موجودات زنده کاهش یافتند . فقط گروههایی از نرمتنان ، ماهیهای استخوانی Teleost fish  و گونه هایی دیگر که شبیه نمونه های عهد حاضر باقی ماندند . اغلب گیاهان سنوروئیک در کرتاسه وجود داشته اند . اما در جانوران خشکی تغییرات مهمی روی داده است . پستانداران که در ابتدای این دوران دارای جثه ای کوچک بوده اند کامل گسترش یافتند و به وضوح کنونی در آمده اند . نهنگها در این دوران ظهور و تکامل یافتند (Wales)کوههای جوان که ارتفاعات امروزی را تشکیل می دهند مانند آلپ (Alpe) ، هیمالیا (Himalaya) و راکی (Rockies) در این دوران شکل گرفتند .به سبب یخبندان قسمتی از آبهای دریایی عمیق در اواسط سنوزوئیک آب و هوای نقاط زیادی سرد شد و اقیانوسها محدود شدند . دوران سنوزوئیک به دو دوره ترشیاری (Tertiary) و کواترنری(Quaternary) تقسیم می شود .

 

((پالئوژن))

در پالئوژن موجودات دریایی عهد حاضر که اغلب گروههایی از موجودات زنده تک سلولی هستند گسترش و تکامل یافته اند . از موجودات شاخص پالئوژن می توان نهنگها (Whales) را نام برد که به تعداد زیاد در دریاها می زیسته اند . از دیگر موجودات این دوره می توان به شکم پایان ، ستاره های دریایی و انواع دو کفه ایهای جدید را نام برد که در قسمتهای کم عمق ماسه ای زندگی می کرده اند . پریماتها از پستاندارانی هستند که در این دوره می زیسته اند . حرارت سالیانه در ائوسن میانی حدود 22 درجه سانتی گراد بوده است وجود گیاهان مختلف در جنوب آلاسکا بیانگر این موضوع است . 

 

((نئوژن))

چارلز داروین طی مطالعات خود پی برد که تکامل مهره داران سریعتر از بی مهره گان صورت می گیرد . در عمر نسبتاً کوتاه نئوژن بی مهرگان تغییر چندانی نیافته اند .تغییرات آب و هوایی باعث پیدایش گروههای جدید گیاهی در خشکی شد مثل گیاه علفی (Herbs)از مهمترین گونه هائی که در این دوه ظهور یافتند می توان گونه های جدید میمونها را نام برد .برخی از تغییرات آب و هوایی در نئوژن را به علت حرکات تکتونیکی در بعضی نقاط زمین دانسته اند . بر اثر این حرکات از میزان بارندگی کاسته شده و جانورانی از قبیل گوزنها ، گاوها ،زرافه ، خرس و خوک افزایش قابل ملاحظه ای یافتند .تغییرات آب و هوایی در این دوره باعث تشکیل یخچالها و پیشروی یخها در قطب شمال شد .

 

 

 

 

 

((کواترنری))

در بین دوره های زمین شناسی این دوره بسیار کوتاه ، و بیش از یک ونیم میلیون سال از عمر آن می گذرد . بطور کلی دوره کواترنری با عقب نشینی دریا و پیدایش دوره های یخچالی و همچنین پیدایش انسان آغاز می گردد .دوره کواترنری به دو زیر سیستم پلئیستوسن (Pleistocene) و هولوسن(Holocene) تقسیم می شود . در نواحی خارج از محیط های یخچالی دوره کواترنری دردریاها دو گروه از موجودات نشخیص داده شده است . یکی مربوط به محیط های گرم مانند گاستروپودها و دیگری موجوداتی که مربوط به محیط های سرد هستند مانند بعضی از لاملی برانکیاها . مهمترین موجودات اولین دوره یخچالی عبارتند از :

الفاس انتی کاس (Ellephas anticas) و رینوسراس مرکی (Rhinoceras mercki) و بالاخره موجودات خشکی نواحی سرد می توان فیل ماموت را نام برد .بطور کلی گیاهان کواترنری شبیه گیاهان دوره نئوژن و گیاهان امروزی بوده اند . یکی از مهمترین مراکز آتشفشانی دوره کواترنری آتشفشان ایسلند است که گدازه های بازالتی از آن بیرون رانده شده است .

 

 

  نظرات ()
معرفی پدر علم زمین شناسی ایران دکتر یوان اشتوکلین نویسنده: سید علی اصغر شفیع پور - ۱۳۸۸/۱/۱٥

 

روانش شاد و یادش گرامى باد

این عکس و همکار عزیزم آقای مهندس جمال الدین احمدی در سمپوزیم دیاپیریسم 1369 بندرعباس از دکتر اشتوکلین گرفتن

این عکس را همکار ارجمندم جناب آقای مهندس جمال الدین احمدی از دکتر یوان اشتوکلین گرفتند و بخاطر علاقه ای که به دکتر اشتوکلین داشتم به من هدیه کردند‘ از ایشان تشکر میکنم‘ تنها عکس رنگی و نسبتا جدید از ایشان هست . سمپوزیوم دیاپیریسم 1369- بندرعباس که خلاصه مقاله دکتر اشتوکلین روی صفحه با عنوان آمیزه های رنگین: آیا فرآورده دیاپیریسم است؟ موجود هست. 

دکتر یوان اشتوکلین

 

میخواهم کمی بیشتر با دکتر یوان اشتوکلین فقید آشنا بشویم،اشتوکلین را خیلی دوست دارم چون قلبش برای زمین شناسی ایران می تپید، و همچنین استاد عزیزم دکتر سید علی آقانباتی را که ایشان یکی از شاگردان خلف و بزرگ اشتوکلین فقید بوده و علاوه بر خدماتی که در سازمان زمین شناسی کشور ارائه داده اند رسالت استادی را به بهترین نحو بر دوش کشیده و به زیبائی هرچه تمام این گنجینه ارزشمند و تجربیات سالها کار زمین شناسی در کنار بزرگان علم زمین شناسی جهان بر روی ایران پهناور که لقب شایسته بهشت زمین شناسان واقعا برازنده آن است را به دانشجویان علاقه مند و شاگردانش‘ منتقل کرده و به امید خداوند باریتعالی سالهای سال از انوار علمی ایشان بهره مند باشیم. و دید زمین شناسی را به ما آموخت که در آرامش صحرا در اسرار عالم هستی تفکر کنیم .همیشه به این که شاگرد دکتر آقانباتی بودم و هستم افتخار میکنم،جا دارد از اساتیدی که به گردن بنده حق دارند یادی کنم،اساتیدی چون دکتر هاشم فیاض که با کهولت سن  و به سختی برای تدریس به شاهرود می آمدند و فقط و فقط برای رسالت استادی و بلورشناسی و کانی شناسی را در خدمتشان بودیم، دکتر عبدالحسین فرقانی که با وجود  چندین بار سکته قلبی به شاهرود می آمدند و همیشه میگفتند" ما برای علم میاییم "و بلورشناسی و کانی شناسی را از ایشان یاد گرفتیم،جناب آقای پروفسور معتمد که از بزرگان علم زمین ایران هستند و بسیار مهربان و متواضع هستند،،دکتر مهدیزاده که پترولوژی رو خیلی دقیق یادمان دادند، زنده یاد دکتر غلامحسن رضایی ولیسه که اسفند ماه ٨٧ ذار فانی را وداع گفتند وواقعا با اخلاق و مهربان بودند خدا رحمتشان کند، دکتر حسینی نژاد استاد بلامنازع ماکروفسیل خیلی خوش برخورد بودند، دکتر جعفریان که نقشه برداری و ژئوشیمی و در خدمتشان بودیم،دکتر عباس کنگی زمین شناسی فیزیکی و مهندسی و زمین ساخت وتکتونیک که همیشه کلاسهایشان برایم جذاب بود،دکتر رحیم مهاری که از تبریز می آمدند تا ما پایه رسوب شناسی قوی داشته باشیم و خیلی دقیق و مسلط بودند،به همین دلیل اکثر زمین شناسان شاهرود رسوبشناسان قوی هستند از ایشان تشکر میکنم، اواخر کارشناسی بود که لبخند ایشان را دیدیم، دکتر گنجویان که با ایشان زبان تخصصی داشتیم و بسیار دوست داشتنی هستند،دکتر داوود جهانی که واقعا یک استاد بی نظیر و در کارشناسی ارشد افتخار شاکردی ایشان را داشتیم و خیلی دوست داشتنی هستند و از ایشان کمال تشکر را دارم، بیان قوی و قدرت انتقال مطلب بالا‘ بطوریکه در کمترین زمان ممکن مطالب کلیدی و مهم را خیلی راحت تفهیم میکنند،جوانترین استادمان آقای دکتر فرخ نژاد که خیلی هم سخت گیر بودند و زمین شناسی دریایی در خدمتشان بودیم، دکتر سید محمد جواد موسوی که این افتخار را داشتم که با ایشان روی پایان نامه ام کار کنم البته در کارشناسی هم استاد میکروفسیل بن بودند، و برای میکروفاسیس کتاب micro facies of carbonate rocks رو در حد اریک فلوگل یادمان دادند،کواترنر و لیتواستراتیگرافی هم عالی بودند، خیلی زحمت کشیدند و اکثر کارهایی آزمایشگاهی سنگ رسوبی را از ایشان آموختیم، در کارشناسی ارشد واحدهای زیادی با ایشان گذراندیم، واقعا دلسوز و با وجدان، و تا مطلب و بطور کامل منتقل نمیکردند از کلاس خارج نمی شدند ومن خیلی دوستشان دارم، دکتر آقانباتی هم همینطور بود،اما فکر میکنم هیچ کس نمیتواند مثل دکتر آقانباتی تاٍثیر گذار باشد،وقتی باایشان سر زمین میروی خیلی مسلط و انگار وقتی خدا داشته زمین را می آفریده لحضه به لحضه حضور داشته! من افتخار این دا داشته ام که در درس های زمین شناسی تاریخی، چینه نگاری ایران، زمین شناسی ایران شاگرد ایشان باشم، امیدوارم ١٢٠ سال زنده باشند و مابتونیم از این دریای بیکران علم زمین شناسی استفاده کنیم. و تمام دوستان دوران تحصیل که با هم بودیم،در آخر از مهندس داوود خطیبی تشکر میکنم،ایشان دوره لیسانس یک تنه گروه زمین شناسی را میچرخاندند، همچنین خانم سعیدیان و آقای ناظمی که فعلا مسوول گروه زمین شناسی هستند و  بسیار زحمتشان دادیم.

 

 اما دکتر یوان اشتوکلین

اشتکلین سال 1921 میلادى درشهر (ARMRISWIL) سوئیس قدم به جهان هستى گذاشت. مادر او اهل صرب (SERBIAN) و پدرش سوئیسى بود.

یووان (یوهان- سباستیان) اشتوکلین
Jovan Stoecklin
« خاطره‌های یک زمین­شناس سوئیسی از ایران »
 
دکتر یووان اشتوکلین از برجسته‌ترین زمین­شناسان با تجربه قرن بیستم به­شمار می­رود که ازسال 1329 تا 1357 شمسی (1950 تا 1978 میلادی) به مدت 27 سال از عمر خود را در ایران گذرانده، تمامی سطح سرزمین ما را مطالعه و برای اغلب نقاط با همکاری بسیاری از زمین‌شناسان خبره کشور، نقشه‌های زمین­شناسی تهیه و تعداد زیادی از کانسارها و منابع نفت و گاز در خشکی را کشف نموده است.
اشتوکلین سوئیسی متولد شهر کوچک و زیبای آمریزویل Amriswil در جنوب دریاچه کنستانس(بین آلمان - اتریش - سوئیس) در نزدیکی شهر زوریخ می­باشد و دانش آموخته و فارغ‌التحصیل دانشگاه­های زوریخ و ژنو در اولین سال­های بعد از جنگ جهانی دوم است.
اولین تجربهکاری را اشتوکلین زیر نظر زمین‌شناسان معروف آن زمان دکتر گانسر Dr. Gansser  و دکتر هیرشی Dr. Hirschi در جبال آلپ، بالکان و کوه­های بوسنی به­دست آورده است. او پس از دریافت دانش­نامه دکترا،‌ در حالی­که در موسسه ملی زمین­شناسی سوئیس اشتغال داشته تصمیم می­گیرد برای کسب مهارت و تجربه بیشتر به مطالعات زمین‌شناسی سرزمین­های دور یا ناشناخته بپردازد.
دکتر اشتوکلین در سال 2006 میلادی خاطرات زندگی هشتاد و چند ساله‌اش را در یک نوشتار 170 صفحه‌ای به نام « ایران ، خاطرات یک زمین­شناس » تدوین و تنظیم نموده و آن­را به چهار فرزندش که در ایران متولد شده‌اند و اگرچه سوئیسی‌الاصل هستند ولی ایران را وطن خود می­دانند، هدیه کرده است.
در خاطراتش اشاره‌ای دارد بر اینکه از طفولیت همواره دلش می­خواسته سوار بر شتر شود، زنگ شترها را بشنود، قافله‌ای داشته باشد،‌ از صحراها و کویرها و سرزمین­هایی که برایش ناشناخته‌اند عبور کند و اقوام مختلف را بشناسد و با آنها آشنا و دوست شود.
وی در سال 1950 میلادی (1329 شمسی) از طریق بخش عمران و توسعه سازمان ملل متحد ‌UNDP درخواست کار در الجزایر می­نماید و در تدارک سفر بوده که سرنوشت او را راهی ایران می­کند.
مجموعه نوشتار خاطرات زندگی و شغلی این بزرگ مرد و زمین‌شناس فرهیخته معاصر،‌ جریان آمدنش به ایران، سفرهای صحرایی و کارهای زمین‌شناسی و مطالعاتی او و همکارانش در شرکت نفت و سازمان زمین‌شناسی ایران را دربر می­گیرد. او به شرح سفر به نقاط بکر و دست نخورده و ناشناخته کشور ما می‌پردازد که با کمترین امکانات مسافرت و گذر از بیراهه‌ها، دشت­ها، نمک­زارها و کوه­ها، مطالعات و برداشت­های زمین‌شناسی را انجام داده است.
شخصیت والای انسانی، معرفت، فطرت خوشرویی، دوستی با همکاران و آشنایان خود در ایران از ویژگی­های ذاتی و اخلاقی این دانشمند برجسته زمین‌شناسی است و به حق باید گفت که کمتر فرد خارجی و غیر ایرانی تا این حد به مردم و کشور ما عشق ورزیده است.
در اینجا گزیده‌هایی از متن نوشتار خاطرات دکتر اشتوکلین را به منظور آگاهی بیشتر از خدمات این شخصیت نادر و انسان ارزشمند و با معرفت به زمین‌شناسان و دست‌اندرکاران بخش معدن کشور تقدیم می­کنیم.
دکتر اشتوکلین در ابتدای شرح خاطراتش اشاره‌ای دارد به « چطور شد رهسپار ایران شدم ».
« .... در یک روز زیبای پائیز سال 1949 (1328 شمسی) در شهر بال (بازل) سوئیس به یک دوست قدیمی از دوران تحصیل به­نام فرانسوا برخورد کردم. چند سالی بود همدیگر را ندیده بودیم. با هم به کافه تریای تروپیک برای صرف یک فنجان قهوه رفتیم. از دوران کودکی و نوجوانی، وضعیت شغلی و مجرد بودن و فرصت‌ها و امکان مسافرت به سرزمین­های دور برای تجربه‌اندوزی و رویاهای داشتن قافله و شنیدن زنگ شترها و آشنایی با مسلمانان در بوسنی و ..... گفتگو کردیم.
فرانسوا به نقشه خاورمیانه و شمال آفریقا که بر روی دیوار قرار داشت نگاهی انداخت و گفت تو می­توانی به شمال آفریقا یا خاورمیانه و حتی مغولستان و تبّت بروی،‌ لکن ایران تمدنی بزرگ دارد و اگر به آنجا بروی چه از نظر امنیت بلکه سیاحت و کار تخصصی امتیاز بیشتری خواهی داشت. بالاخره آن اتفاق افتاد که تحقق آنرا بهیچ­وجه نمی‌پنداشتم و سه ماه بعد راهی تهران شدم و پنج ماه بعد از آن سوار بر شتر در بلوچستان .... » .
بعد از ملاقات با دوستش فرانسوا به دکتر هیرشی سرپرست اکیپ مطالعاتی که در بالکان با او بوده تلفن می­زند و موضوع را مطرح می­کند و دکتر هیرشی او را به پروفسور آرنولد هایم Professor ARNOLD HEIM که سوئیسی است معرفی می­کند.پروفسور هایم از زبده‌ترین زمین‌شناسان اروپا در عصر خود بوده که مطالعات و برداشت­های زمین‌شناسی را برای اولین بار در هیمالیا، کوه­های آند از پرو تا شیلی و آرژانتین، آفریقا و گرینلند قطب شمال در سال­های بعد از جنگ اول جهانی (1920 تا 1940) انجام داده و در آن­موقع به خدمت شرکت نفت ایران درآمده و در سال­های 1325 تا 1330 شمسی سرپرستی پروژه مطالعات زمین شناسی ایران برای اکتشاف نفت و گاز را با همکاری سازمان ملل متحد عهده‌دار بوده است.
پروفسور هایم شصت و هفت ساله مطالعات زمین شناسی برای اکتشاف نفت و گاز در مناطق خشکی ایران در جنوب از بندرعباس تا چابهار،‌ نواحی کویری لوت، کویر بزرگ نمک و سمنان و قم را در برنامه کاری‌اش قرار داده و برای این کار دکتر گانسر رئیس پیشین اشتوکلین و دو کارشناس جوان دیگر را نیز به خدمت درآورده بود. وی از تقاضای دکتر اشتوکلین فوراً استقبال می­کند. برنامه رفتن اشتوکلین به الجزایر لغو می­شود و او دو ماه بعد در 29 ژانویه 1950 میلادی (هشتم دی ماه 1329 شمسی) به اتفاق پروفسور هایم راهی ایران می­شود.
« .... با یک هواپیمای داکوتای دو موتوره ملخی به تهران رسیدیم. ابتدا در هتل ریتز RITZ در گوشه شمال­غربی میدان فردوسی ساکن شدم و سپس به اتفاق یک کارشناس سوئیسی دیگر که مهندس برق بود خانه‌ای را در خیابان تخت جمشید آنروز (طالقانی) اجاره کردیم. خیابانی که آن­موقع خاکی بود و آسفالت خیابان­های شمالی تهران تا خیابان شاه­رضا (انقلاب) و میدان فردوسی می­رسید .... ».
اشتوکلین که سوار بر شتر شدن و عبور از کویرها و بیابان­های بلوچستان را در سر داشته است یک­هفته پس از ورودش به تهران برای بخش مطالعات زمین‌شناسی نیمه جنوب شرق در نواحی چابهار، مکران، کوه­های شمالی و شرقی جاسک تعیین می­شود. معاونت و سرپرستی بخش اکتشافات شرکت نفت در آن ­روزها به عهده مهندس باقر مستوفی از مهندسین پیشکسوت شرکت نفت در زمان صدارت دکتر مصدق بوده و اولین همکاران اشتوکلین، مهندس تراز و مهندس فخرایی از زمین‌شناسان شرکت نفت بوده‌اند.
در ابتدا اشتوکلین پس از جمع آوری اطلاعات اولیه برنامه مأموریت عملیاتی گروه خود را برای برداشت­های زمین‌شناسی صحرایی در حاشیه سواحل شمالی دریای عمان از بندرعباس و جاسک به سمت شرق تا چابهار و به سوی شمال در ناحیه بشاگرد و مکران در زمستان سال 52-1951 (1330 شمسی) به اتفاق دکتر هوبر Dr. Heiner Huber  آغاز می­کند.
« .... در سواحل جنوبی ایران با خلیج فارس و دریای عمان هیچ بیراهه و کوره راهی وجود نداشت که بتوان حتی با جیپ از آن گذشت و ما به ناچار بار و بنه خود را با یک کشتی کوچک از بندرعباس به بندرجاسک انتقال دادیم و برای اولین­بار یک دستگاه جیپ صحرایی را سوار بر کشتی نمودیم و آذوقه و تدارکات یک سفر سه چهار ماهه را به همراه بردیم .... ».
در این سفر مهندس فخرایی و مهندس شیمی از زمین‌شناسان آن­موقع همراه او بوده‌اند و کار مطالعه و برداشت­های صحرایی را از دره و رود جنگین در مشرق بندرجاسک آغاز و تا کیایی،‌ حصار، جهلا، سدیج، گتی، ریگ، سورو، درک، کنارک و طیس چابهار انجام می­دهد.
در ادامه کارش برای مطالعات صحرایی کویر مرکزی به ویژه منطقه سیاهکوه، مرنجاب کاشان و سفیدابه،‌ کارشناسان ایرانی مهندس بهادری، مهندس مهاجر و مهندس کلهر او را همراهی کرده‌اند.
          در سال­های اول دهه 30 شمسی اولویت مطالعات زمین شناسی و اکتشاف برای کشف ذخائر نفت و گاز در ناحیه قم و طاقدس البرز بوده و اشتوکلین همراه با حفارهای آمریکائی در این برنامه نقش فعالی داشته است. حادثه فوران و آتش گرفتن چاه نفت شماره 5 البرز در صبحگاه پنجم شهریور 1335 که در حاشیه جاده تهران - قم قرار داشته و برخورد گمانه به لایه­ای تحت فشار زیر گنبد نمکی، اگرچه حادثه­ای ناخشنود تلقی شد لکن نشانه­ای از اثربخشی مطالعات بخش اکتشاف نفت به شمار آمد. بالاخره افسانه فوران این چاه نفت با جریان خاموش کردن آن توسط آتش­نشان معروف آمریکائی میرون کینلی Miron Kinly پس از سه هفته فوران و دود و آتش به پایان می­رسد و دریاچه­ای از انباشت نفت خام به مقدار تقریبی 5 میلیون بشکه در کنار گمانه ایجاد می­شود که از حوادث کاری آن زمان بوده است.
          او در سال 1334 ناحیه گرگان - گنبد، کپه داغ و سپس ناحیه مرزی با عراق در منطقه سومار و نفت­شاه را با همکارش مهندس مهاجر مطالعه می­کند. ضمناً به درخواست شرکت ذوب آهن ایران و به­همراه دکتر هوبر منطقه ذغال­خیز هجدک کرمان را با همکاری زمین­شناسان ایرانی­اش مهندس فخرائی و مهندس دانشور افسر نقشه­بردار سازمان جغرافیائی ارتش که درجه سروانی داشته، برداشت می­کند.
          اشتوکلین در نوشتارش از سال­های 1332 به بعد و مطالعات خود در حاشیه کویر لوت، سفر به شهر متروکه و مخروبه لوت که به شهر ارواح تمثیل نموده و در مسیر راهش بوده است یاد می­کند.
« .... مطالعات زمین­شناسی ناحیه شرقی کویر لوت را ابتدا باتفاق مهندس مدرسی در سال 1337 شروع کردم لکن تهیه نقشه زمین شناسی منطقه را پنج سال بعد با همکاری دکتر افتخارنژاد و دکتر هوشمندزاده به پایان بردیم. کویر لوت واقعاً تابلوئی از زیبائی نقاشی شده طبیعت است .... »
          او منطقه جنوبی طبس تا راور و غرب بیابان­های لوت و بخش نایبند - پروده را با همراهی دکتر مشتاقیان در سال 1339 مطالعه می­کند. « .... اینجا جائیست که مارکوپولو در قرن سیزدهم و سون هدین Sven Hedin جهانگرد سوئدی در سال 1907 میلادی در سفر از کوهبنان به قائن از آنجا عبور کرده بودند. بالاخره به مراد خود رسیدم. در بلوچستان، بشاگرد، مکران، اطراف کویر لوت و نهایتاً در مسیر راه طبس - پروده به بهاباد سوار بر شتر می­شدم و با شنیدن زنگ شترها، قافله­ام به پیش می­رفت. به نقاطی
پای گذاشتم که قبل از من کسی از تپه­ها و کوه­های آن بالا نرفته بود ....
».
          او در سال­های آخر دهه 30 شمسی ناحیه مازندران و فرونشست­های ترسیری و تشکیلات زمین­شناسی نواحی نکاء - ساری و کوهپایه­های البرز را با همکارانش مهندس جعفریان، مهندس بهادری و مهندس علی دیباج مطالعه و برداشت می­کند.
          زندگی خصوصی او در آبان 1336 شمسی شکل دیگری می­گیرد. اشتوکلین با خبر می­شود دختری به نام الیزابت که او را از کودکی در همسایگی خانه پدری­اش می­شناخته، از دانشگاه فارغ­التحصیل شده است. در یک تعطیلات دوره­ای به سوئیس می­رود و وی را به همسری انتخاب و باتفاق او به ایران و بر سر کار شغلی­اش مراجعت می­کند.
          سه سال بعد اولین فرزندش (تبینا) به دنیا می­آید و زندگی­اش در تهران حال و هوای گرم­تری پیدا می­کند و معاشرت او و خانواده­اش با همکاران و خانواده­هایشان بیشتر می­شود تا آنکه .... .
« .... یکی از روزهای گرم مرداد 1340 شمسی بود که با زنگ یک تلفن مسیر کاری من به شکل دیگری دنبال شد. مهندس باقر مستوفی مدیر و رئیس مستقیم من زنگ زد که نزد او بروم. او گفت دولت ما با سازمان ملل توافق­نامه­ای امضاء می­کند مبنی بر این که کلیه مطالعات و اکتشافات زمین­شناسی کشور در سازمانی به همین نام زیر نظر وزارت صنایع و معادن تمرکز یابد و از همکاری بخش عمران و توسعه سازمان ملل UNDP برخوردار باشد. دفتر کل سازمان ملل در نیویورک که در استخدام آنها هستی نیز موافقت نموده که تو با سابقه یازده سال کار در ایران و با شایستگی و رضایتی که به­جا گذاشته­ای، مدیریت بخش زمین­شناسی این سازمان جدید را عهده­دار باشی و با کمک مهندس نصراله خادم رئیس آن، آنجا را سرپا کنی و تشکیلات لازم را سازمان­دهی کنید. من باتفاق نماینده سازمان ملل دیوید اندروز David Andrews و مهندس خادم همراه با دو زمین­شناس جوانمهندس صمیمی و مهندس نبوی، یک مسئول مالی و یک منشی و یک خدمتکار کار خود را آغاز کردیم و به­زودی تیم شکل­یافته و متناسبی از زمین­شناسان ایرانی را دور هم جمع کردیم. صفحه دیگری در فعالیت شغلی من ورق خورد .... ».
اشتوکلین پس از شرح تأسیس سازمان زمین­شناسی کشور آشنائی با محیط جدید کاری خود زندگی­نامه­اش را این­طور ادامه می­دهد: « .... همکاران جدید و عزیزی دور و برم جمع شدند. از هر کدام آنها خاطره­های فراموش­نشدنی دارم. افتخارنژاد، هوشمندزاده، علوی، حاجیان، حقی­­پور، سبزه­ای، عیسی­خانیان، طاطاوسیان و آقانباتی. بعداً آصفی، داودزاده و چند ایرانی که از کشورهای خارجی فارغ­التحصیل شده و به ایران بازگشته بودند از جمله سرابی، زاهدی و سید امامی به گروه ما پیوستند. ساختمان جدیدی در حاشیه فرودگاه مهرآباد برای سازمان زمین­شناسی ساخته شد و ما به آنجا نقل مکان کردیم. کارشناسان دیگری از جمله
دکتر اوتوتیل و دکتر آنتون روتنر از اتریش، دکتر اهیرایاما و پروفسور ایوا او از ژاپن، دکتر وینسنس، پروفسور دیمتری استپانوف از سنت پترزبورگ نیز به ما ملحق شدند. سازمان زمین­شناسی در بخش معادن، کانه­آرائی، آزمایشگاه­ها و کارتوگرافی نیز توسعه یافت. سرپرستی پروژه­ها را پروفسور ویلیامز که اهل نیوزیلند بود عهده­دار شد. حالا دیگر تشکیلات، فضای کافی و گروه­های کارشناسی مناسب، کتابخانه و موزه داشتیم. مسئولیت موزه را دکتر بارویانت که سابقه کار در دانشگاه سوربون پاریس داشت عهده­دار بود و بخش نقشه­کشی و چاپ تهیه نقشه­ها را دکتر اشتوپ سوئیسی، ژان پشلر و یورگ کاسر سرپا کردند.
ابتدا نقشه­های زمین­شناسی به مقیاس 1:250000 و بعد 1:100000 را تهیه کردیم. اولین مطالعه زمین­شناسی صحرائی در سازمان زمین­شناسی را در سال 1341 در جنوب زنجان و کوه­های سلطانیه آغاز کردم و مهندس نبوی و مهندس صمیمی همراه من بودند و نقشه زمین­شناسی این منطقه به عنوان اولین کارگروه ما در سال 1344 عرضه شد.
بهترین همکار و دوست خارجی­ام آنتون (تونی) روتنر Dr. Anton Ruttner اتریشی بود که از سال 1936 (1315 شمسی) به ایران آمده و در ساخت راه­آهن سرتاسری مشارکت داشته و ایران­شناس ارزشمندی بود. او بسیاری از کانساریابی­های فلزی و ارزیابی ذخائر معدنی ایران را انجام داده بود، بچه­های من او را عمو تونی می­نامیدند. متأسفانه در سال 1347 شمسی (1968 میلادی) قراردادش تمام شد و از ایران رفت و پس از چند ماهی که ریاست سازمان زمین­شناسی اتریش در وین را عهده­دار بود بر اثر سکته قلبی درگذشت، روحش شاد .... ».
اشتوکلین به­طور مفصل تمامی نقاط مطالعه شده که با همراهی گروه کاری خود بوده­است را با بیانی محبت­آمیز و خاطراتی که با آنها دارد شرح می­دهد. « .... بیش از همه، از آشنائی و دوستی عمیق که با دکتر جمشید افتخارنژاد و خانواده­اش داشتم لذت می­بردم که زمین­شناسی دانشمند و خبره است و با من همکاری داشت .... »
او ارتباط سازمان زمین­شناسی با دانشگاه­های اروپا از جمله ارلانگن، هایدلبرگ و آخن در آلمان، ژنو و زوریخ در سوئیس، گرونوبل و پاریس در فرانسه و میلان در ایتالیا را برقرار و با انعقاد قراردادهای همکاری تبادل کارشناسی، بسیاری از تیم گروه زمین­شناسی موفق به گذراندن دوره دکترا در دانشگاه­های فوق­الذکر می­شوند. همچنین از ارتباط با کشورهای همسایه ایران، شمال آفریقا و آسیای میانه برای همکاری، تبادل اطلاعات و تهیه نقشه­های زمین­شناسی به­طور مشترک و از تأسیس بخش سایزموتکتونیک در سازمان توسط دکتر بربریان و مأموریت­های صحرائی خود تا پایان سال 1353 و سرگذشت ایامی که در بیابان­ها با همکاران خود از جمله مهندس تراز، دکتر تکین و مهندس نبوی بوده به خوبی یاد می­کند.
درسال 1353 مهندس نصراله خادم مدیر سازمان زمین­شناسی بازنشسته می­شود و اشتوکلین در فصل آخر نوشتارش می­نویسد: ".... دیگر همکاریِ گرم و صمیمانه مهندس خادم را در کنارم نداشتم. حالا همکاران ایرانی­ام به خوبی تجربه کافی پیدا کرده بودند شاید نیازی دیگر به من نداشته باشند. به فکر افتادم که تاریخ­مصرف من دارد تمام می­شود. سازمان زمین­شناسی می­توانست بدون من و دیگر خارجی­ها راهش را ادامه دهد و با وجود تیم زمین­شناسی خود به خوبی سرپا باشد. ضمناً قرارداد من نیز در اردیبهشت 1354 به پایان می­رسد. از این­رو با کارفرمایم سازمان ملل تماس گرفتم و آنها پیشنهاد کردند عهده­دار مدیریت سازمان زمین­شناسی نپال بشوم. در صبحگاه 20 خرداد 1354 بار خود را بستم و باتفاق همسر و چهار فرزندم راهی هند و کاتماندو شدم ...."
اشتوکلین دو سال در نپال مأموریت خود را با موفقیت به پایان می­رساند. در آخرین روزهای کارش از سازمان ملل پیشنهادی دریافت می­کند مبنی بر اینکه "آقای مهندس نیازمند سرپرست سازمان انرژی اتمی ایران به یک مدیر زمین­شناسی و اکتشاف برای مطالعه ذخائر اورانیوم ایران احتیاج دارد و اگر او مایل باشد می­تواند دوباره به ایران برود ".
« .... غم­زدگی خاصی داشتم، بیست و پنج سال جوانی و دوران تحرک و فعالیت کاری­ام را در ایران گذرانده­ بودم. خیلی چیزها کشف کردم و ایران هم از نتایج مطالعات من و همکارانم که در 33 جلد کتاب و گزارش و نقشه­های متعدد زمین­شناسی جمع شده است بهره خواهد برد. بچه­هایم درایران به دنیا آمده­اند و ایران را وطن خودشان می­دانند. سوئیس برای آنها کشوری غریب مینمود. خدایا، برگردم دوباره به تهران 6 میلیون نفری جائیکه جمعیت آن در مقایسه با سال 1330 هشت برابر شده است؟ .... ».
قرارداد کار دو ساله­ای با او منقعد می­گردد و او عهده­­دار سرپرستی بخش زمین­شناسی و اکتشاف سازمان انرژی اتمی می­شود. اشتوکلین با تنظیم برنامه­ای در سال 1355 که مجدداً به ایران می­آید، کار جدید برای اکتشاف اورانیوم در مناطق قم - جندق - بافق در ایران مرکزی را شروع می­کند. جائیکه بیست و چند سال قبل برای نفت و گاز و بعد هم برای تهیه نقشه زمین­شناسی کار کرده و به­خوبی می­شناخته است. پس از شرح کارهای مطالعاتی­اش در سازمان انرژی اتمی ایران، آخر سر از ادامه کارش در سال 1357 به علت به پایان نرسیدن برنامه مطالعاتی و خاتمه یافتن مهلت قرارداد همکاری­اش ابراز ناخشنودی می­کند. قرارداد کار با وی در دی ماه 1357 منقضی می­شود و او لاجرم ایران را ترک می­کند. در پایان نوشتارش آمده است ....! :
« .... همسرم الیزابت نیز به ایران علاقه زیادی پیدا کرده بود، سه دخترم تبینا، فرانسیسکا و آنژلا و آخرین فرزند که پسر می­باشد به نام ژرژ همگی در ایران متولد شده­اند. ایام کودکی و نوجوانی آنها در منزل­هائی که اجاره کرده بودم در داودیه، دزاشیب و نیاوران سپری شده، آنها همیشه از خاطراتشان می­گویند. از مدرسه گوته آلمان­ها در قلهک که در آنجا درس خوانده­اند، خانواده­ها و بچه­های هم­کلاسی ایرانی که با آنها دوست شده­اند. ما همگی با همه گوشه­های ایران طی بیست و هفت سال اقامت در این کشور آشنا شدیم. خانواده­ام را در مهر ماه 1357 (اکتبر 1978) به سوئیس فرستادم و خودم روز 20 دی 1357 (10 ژانویه 1979) مجبور به ترک ایران شدم. علی راننده سابق و باوفای من در سازمان زمین­شناسی که چند سال بعد با تأثر شنیدم تنها فرزند پسرش در جنگ با عراق شهید شده، مرا به فرودگاه مهرآباد برد. به­هنگام خداحافظی و روبوسی با من گونه­هایش از اشک خیس شده بود. این بار و برای همیشه به­جای آنکه از غرب به شرق بیایم، از مشرق به مغرب پرواز می­کردم. در ذهنم زندگی­نامه نزدیک به سی سال اقامتم در ایران را مرور می­کردم.
آن­روزها از سرزمین پارسیان و قوم مهربان و متمدن و باوفای ایرانی هیچ­چیز نمی­دانستم ولی امروز همه گوشه­های این سرزمین را می­شناسم. متعجب و حیرت­زده هستم. دلم نمی­خواهد غم­زده و دلتنگ بدین شکل از ایران بروم ولی تقدیر این بوده است. وقتی هواپیمای سوئیس ایر صبحگاه از مرز ایران می­گذشت و من از پنجره طلوع آفتاب این روز زمستانی را می­نگریستم، بی­اختیار این جملات بر زبانم جاری شد
- ایران باور کن دلم نمی­خواهد این­طور از تو خداحافظی کنم. آدیو ایران، خداحافظ ایران .... »
دکتر یووان اشتوکلین در 15 آوریل 2008 میلادی (27 فروردین 1387) در خانه­اش در شهر کوچک زویزاخ سوئیس چشم از جهان فروبست. یاد و خاطره­اش برای ما زمین­شناسان و مهندسین معدن گرامی باد. بر گرفته از سایت:  http://www.parsolang.com/Default.aspx?tabid=303

 

 
 
 
 
 

 

 

 

 

 

 

  نظرات ()
سلام نویسنده: سید علی اصغر شفیع پور - ۱۳۸۸/۱/۱٥

با سلام خدمت دوستان عزیز زمین شناس و یا علاقه مند به رشته زمین شناسی  امیدوارم هر جا که هستید پر قدرت و پیروز فردا رو بسازیم.

  نظرات ()
به پرشین بلاگ خوش آمدید نویسنده: پرشین بلاگ - ۱۳۸۸/۱/۱٥
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
  نظرات ()
مطالب اخیر استروماتولیت رودخانه بریده بریده فیروزه (Turquoise) پلاگ های رخنمون دار زاگرس (دیاپیر) زمین لغزش استان بدخشان افغانستان May 5, 2014 تکوین پوسته قاره ای ایران سازند شیلی پابده مکانیک خاک ساختمان های رسوبی چینه نگاری ژئوشیمیائی
کلمات کلیدی وبلاگ دکتر شریعتی (۱٤) خدا (۱٠) علی (٧) تکامل (٥) شاملو (٤) عدالت (۳) عرفان (۳) حق (۳) رسوب شناسی (٢) زمین شناسی (٢) بازیافتگی (٢) عشق (٢) تنهایی (٢) مولانا (٢) پرواز (٢) مشاوره پایان نامه میکروفاسیس (٢) دیاپیریسم (٢) دکتر یوان اشتوکلین (٢) سازند پابده (٢) استروماتولیت (٢) رودخانه بریده بریده (٢) braded stream (٢) سبخا (٢) بافت انترولیتیک (۱) سازند شیلی پابده (۱) ساخت های رسوبی (۱) ساختمان های رسوبی (۱) چینه نگاری ژئوشیمیائی (۱) دباپیر (۱) تکتونیک البرز مرکزی (۱) تکتونیک البرز شرقی (۱) ساختمان رسوبی (۱) چین رسوبی (۱) طاقدیس کاذب (۱) تی پی (۱) محیط رسوبی (۱) tourmaline (۱) رودخانه بریدد (۱) زمین لغزش افغانستان (۱) مشاوره چینه نگاری سکانسی (۱) مشاوره محیط رسوبی (۱) مشاوره پایان نامه سنگ شناسی رسوبی (۱) انیدرید ندولی (۱) ندول انیدرید (۱) عکس استروماتولیت (۱) تبریک روز پدر و مرد (۱) مشاوره پایان نامه زمین شناسی (۱) محیط رسوبی رودخانه ای (۱) رسوبات رودخانه ای (۱) فرمول محاسبه ضخامت واقعی لایه (۱) ضخامت واقعی لایه (۱) زمین شناسی شهمیرزاد (۱) رخساره های سازند هجدک (۱) ماسه سنگ های سازند هجدک (۱) محیط رسوبی سازند هجدک (۱) شیست های گرگان (۱) سکانس استراتیگرافی آسماری (۱) کیفیت مخزنی آسماری میدان شادگان (۱) تکوین پوسته قاره ای ایران (۱) پوسته ایران زمین (۱) پلاگ های زاگرس (۱) دیاپیرهای زاگرس (۱) پابده (۱) دکتر اسپهبد (۱) jovan stocklin (۱) ندول های انیدرید عهد حاضر سبخایی (۱) انیدرید تبخیری (۱) اشتوکلین (۱) محبت (۱) آسمان (۱) عقاب (۱) تغییر (۱) خاک (۱) زمین (۱) شکست (۱) شناخت (۱) فیروزه (۱) قانون جذب (۱) روح من (۱) دکتر قریب (۱) سن زمین (۱) تقوی (۱) رمضان (۱) پیروزی (۱) بهار (۱) فروغ (۱) غدیرخم (۱) نوروز (۱) اوشو (۱) مرگ (۱) انتظار (۱) من (۱) زندگی (۱) پنجره (۱) همایش (۱) ایمان (۱) انسان (۱) چیستی (۱) نمی نویسم (۱) مشاوره پایان نامه (۱) زمین شناسی نفت ایران (۱) آزمون دکتری90 (۱) phd سراسری (۱) turquoise (۱) پوسته ایران (۱) تورمالین (۱) دیاژنز (۱) کوهزائی لارامین (۱) سازند آسماری (۱) انیدرید (۱) جنوب لردگان (۱) چینه نگاری سکانسی (۱) مخروط افکنه (۱) شهر هرت (۱) زور (۱) فیلد (۱) ruby (۱) مکانیک خاک (۱) کانی شناسی (۱) عمر زمین (۱) آنچه هستم (۱) گنبد نمکی (۱) شیعه علی (۱) زمین لغزش (۱) کوارتز (۱) دکتر آقانباتی (۱) عسلویه (۱) پایان نامه (۱) یاقوت (۱)
دوستان من فصل نامه رسوب و سنگ رسوبی دانشکاه آزاد اسلامی واحد شاهرود دکتر سید علی آقانباتی انجمن علمی زمین شناسی دانشگاه تهران تازه های رسوب و سنگ رسوب سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور انجمن علمی زمین شناسی دانشگاه تربیت معلم سازمان زمین شناسی ایالات متحده جمعیت زمین شناسان ایالات متحده مدیریت سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی شمال شرق یاران زمین بیابانها و کویرهای ایران نقشه های زمین شناسی استان خراسان بانک اطلاعاتی نشریات کشور اهدای عضو فروغ فرخزاد کسب درآمد پرتال جامع مشاور ژئوتکنیک bijanuord مترجم متن آن لاین وبلاگ زمین شناسی مصطفی صبوحی پایگاه ملی داده های علوم زمین کشور ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب