سید علی اصغر شفیع پور
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سید علی اصغر شفیع پور
آرشیو وبلاگ
      اشتوکلین ()
پهنه رسوبی ساختاری کپه داغ/بازدید اجمالی تصاویر سازندها

کپهداغ

پهنة رسوبی – ساختاری کپهداغ شامل کوههای هزار مسجد در شمال خاور ایران است که در یک راستای WNW تا ESE، از خاور دریای خزر آغاز و پس از عبور از ترکمنستان و ایران، وارد خاک افغانستان میشود. در نتیجه، کپهداغ به عنوان یک میدان گازی بزرگ بین سه کشور ایران، ترکمنستان و افغانستان مشترک است. میدانهای گازی بسیار عظیم خانگیران در ایران، دولتآباد – دونمز، شاتلیک، گازلی، بایران علی و مهری در ترکمنستان و گوگر در افغانستان، در این حوضه کشف شدهاند (افشارحرب، 1380).

از نگاه جغرافیایی و کوهنگاری، کپهداغ بخشی از ادامة خاوری کوههای البرز است، ولی ویژگیهای زمینشناختی و ساختاری آن نسبت به نواحی مجاور متفاوت است (نبوی، 1355).مرز شمالی این پهنه با فلات توران، منطبق بر گسل عشقآباد است که روند N 310 درجه دارد. در بارة مرز جنوبی کپهداغ، دیدگاهها متفاوت است، ولی این مرز با رخنمونهای ناپیوستة منشورهای برافزایندة تتیس کهن مشخص میشود که در شمال خاوری فریمان (سفیدسنگ) و جنوب باختری مشهد برونزد دارند (شکل 7-1).

از نگاه ریختشناسی، کپهداغ منطقهای کوهستانی است که فازهای آلپ پایانی در شکلگیری سیمای امروزی آن نقش اساسی داشتهاند. ریختشناسی منطقه، جوان است و توپوگرافی ناحیه، رابطهای مستقیم با ساختارهای زمینشناسی دارد. به طور معمول، تاقدیسها ارتفاعات، و ناودیسها دشتهای میانکوهی را میسازند و سازندهای کربناتی مزدوران (ژوراسیک بالایی) و تیرگان (کرتاسة پایینی) واحدهای سیما ساز منطقه هستند. دشتهای سرخس، گرگان، مشهد – قوچان و شیروان – بجنورد از نواحی فروافتادة کپهداغاند.

جدا از میدانهای عظیم گازی، جای گیری پهنة کپهداغ در فصل مشترک دو ابرقارة اوراسیا و گندوانا سبب شده تا این پهنه مورد توجه خاص زمینشناسان باشد. گریسباخ (1881)، شرکت نفت امیرانین (1938)، کلاپ (1940)، گانسر (1951)،‌گُلدشمیت (1952)، پَرَن (1335)، انصاری (1340) و از 1341 به بعد افشار حرب، پژوهشگرانی هستند که به زمینشناسی کپهداغ پرداختهاند که از آن میان افشار حرب بیشترین سهم را دارد.

 شرایط رسوبگذاری و رخدادهای زمینساختی حاکم بر پهنة کپهداغ شباهت به پهنة زاگرس دارد که از آن جمله میتوان به زمان چینخوردگی نهایی، روند عمومی چینها، نبود تکاپوهای ماگمایی، یکسان بودن رژیمهای فشارشی و 000 اشاره کرد.

بحثی در بارة موقعیت ساختاری کپهداغ

اگرچه در بسیاری از گزارشهای زمینشناسی، کپهداغ را لبة جنوبی ورق توران و بخشی از ابرقارة اوراسیا دانستهاند، ولی در حال حاضر در بارة جایگاه این پهنه دو دیدگاه متفاوت زیر وجود دارد.

الف) نظریة اوراسیایی: بر پایة این نظریه که طرفداران فراوان دارد، در ناحیة آقدربند نهشتههای لیاس با دگرشیبی آشکار بر روی ردیفی از نهشتههای آذرآواری با ساخت پیچیده و به سن تریاس میانی – بالایی جای دارند. ردیفهای تریاس میانی – بالایی، خود بر روی ضخامت زیادی از آواریهای سُرخرنگ نشستهاند که ظاهری شبیه به مولاسهای پرمین بالایی – تریاس زیرین فلات توران دارند و به طور دگرشیب، پیسنگ هرسینین را میپوشانند و با رخسارههای کربناتی – سکوی دیگر نواحی ایران تفاوت دارند. بدینسان، این گروه از زمینشناسان، کپهداغ را بخشی از ابرقارة اوراسیا و سنگهای اولترامافیک ناحیة مشهد را بقایای اقیانوسی میدانند که دو صفحة توران (اوراسیا) و ایران (گندوانا) را از یکدیگر جدا و به سوی خاور، در امتداد گسل هرات، تا هندوکش ادامه داشته است.

ب) نظریة گندوانایی: بر خلاف طرفداران نظریة اوراسیایی، افتخارنژاد (1370) سنگهای پرکامبرین پسین – پالئوزوییک ناحیة رباط قرهبیل را همسان سنگ نهشتههای همزمان در ایران مرکزی و البرز خاوری میداند و بر این باور است که سکوی اپی کاتانگایی پالئوزوییک صفحة ایران در سرتاسر و یا بخشی از کوههای کپهداغ وجود دارد. در ضمن رخسارة سنگهای دونین و کربنیفر پنجرة فرسایشی آقدربند را همسان سازندهای جیرود و مبارک البرز مرکزی میداند و بدینسان نتیجه میگیرد که پیسنگ پهنة کپهداغ متعلق به هرسینین توران (اوراسیا) نیست، بلکه دنبالهای از پیسنگ آفریقا – عربستان است و لذا مرز میان سکوی ایران و پهنة هرسینین توران را در شمال کوههای کپهداغ و در خارج از ایران میداند.جدا از دو نظریة اوراسیایی و گندوانایی، وجود توربیدیتهای دانه ریز، رادیولاریت، چرت، روانههای بالشی و سنگهای اولترامافیک خاور روستای سفیدسنگ واقع در جنوب خاوری مشهد، به سن پرمین پسین و گاهی پرمین میانی، نشان میدهد که در اواخر کربنیفر و اوایل پرمین، در بخش شمال خاوری ایران، یک کافت درون قارهای به وجود آمده و دست کم از آن زمان به بعد، کپهداغ به عنوان یک حوضة رسوبی مستقل، شرایط رسوبی و زمینساختی ناهمسانی با ایران مرکزی و البرز خاوری داشته است.

تاریخچه چینهای کپهداغ

در کپهداغ، پیسنگ پیش از ژوراسیک، تنها، در شمال فرونشست تربت جام – فریمان و پنجرة فرسایشی آقدربند دیده میشود. از این رو، بررسی رویدادهای پیش از ژوراسیک میانی تا اندازهای دشوار است. از سوی دیگر، فرسایش ژرف در مرکز و باختر منطقه، اطلاع از رویدادهای آشکوب ماستریشتین به بعد را نیز دشوار مینماید.

در کتاب زمینشناسی کپهداغ، (افشار حرب، 1373) نواحی گرگان، جاجرم و اسفراین بخشی از قلمروی کپهداغ دانسته شده و در توصیف و تجزیه و تحلیل جغرافیایی دیرینة آن به واحدهای سنگچینهای، به سن کامبرین به بعد اشاره میشود که رخسارهای همسان با ایران مرکزی و البرز دارند.

همسانی سنگشناختی واحدهای سنگچینهای تا بدانجا است که حتی برای واحدهای سنگچینهای پالئوزوییک کپهداغ از واژههای سازندی ایران مرکزی و البرز استفاده شده است.پذیرش دیدگاه افشار حرب، تأییدی بر نظریة گندوانایی کپهداغ است. ولی، یافتههای زمینشناسی گویای آن است که پارهای از رخسارههای سنگی کپهداغ، رخنمون یافته در نواحی بینالود، جنوب بجنورد، جنوب گرگان، ورقههای نابرجایی هستند که در پیامد حرکتهای آلپی و در نتیجه گسلش راندگی به روی حاشیة شمالی البرز رانده شدهاند.

در پنجرة فرسایشی آقدربند، کهنترین سنگهای فسیلدار شامل ردیفی از شیل، سنگآهک و سنگهای آتشفشانی - رسوبی است که عضوهای آهکی آن حاوی کنودونتهای شاخص دونین بالا است. بر روی سنگهای دونین، ردیفی از مرمرهای سفید رنگ نشسته که به باور روتنر (1983) موقعیت نابرجا، و سن پرکامبرین پسین دارند. افتخارنژاد (1366)، مرمرهای گفته شده را به دلیل داشتن سنگوارههای شاخص، به سن دونین بالا – کربنیفر و قابل قیاس با « سازند مُبارک » میداند و عامل دگرگونی را به سیمرین پیشین نسبت میدهد.

 نبوی (1355)، سنگهای تریاس آقدربند را نا دگرگونه میداند و لذا مرمری شدن کربناتها را به رویداد زمینساختی کالدونین نسبت میدهد. در زمان پرمین، در ننیجة یک اشتقاق، کپهداغ از ورق ایران جدا و شرایط لازم برای جایگیری پوستههای اقیانوسی و ردیفهای ژرف پلاژیک به سن پرمین، فراهم شده است که رخنمونهای ناپیوسته و دگرگونی آن را میتوان در امتداد زمیندرز تتیس کهن، در جنوب باختری و خاوری مشهد دید.سنگهای تریاس ناحیة آقدربند، به دلیل عملکرد سه دورة فرسایشی کوتاه، شامل سه چرخة رسوبی جداگانه است که به مجموعة آنها « گروه آقدربند » نام داده شده است. سنگ رخسارة بخش پایینی و میانی این گروه با دیگر نواحی ایران تفاوت آشکار دارد و به ظاهر یادآور رخسارههای تریاس ورق توران و نشانگر چیرگی شرایط رسوبی ویژه و حوضة رسوبی مستقل و جدا از دیگر نواحی ایران است.

ردیفهای تریاس بالای کپهداغ، همانند دیگر نواحی ایران، از نوع انباشتههای شیلی و ماسه سنگهای زغالدار است که با دگرشیبی بر روی سنگهای کهنتر نشستهاند. همانندی ردیفهای تریاس بالای کپهداغ با ردیفهای همزمان در البرز و ایران مرکزی میتواند نشانة سرانجام گرفتن کافت جنوب کپهداغ و پیوند دوبارة کپهداغ و ورق ایران باشد. شیل و ماسهسنگ‎‎های تیرهرنگ سازند کشفرود، به سن لیاس – باژوسین، یادآور نهشتههای پیشخشکی لیاس – ژوراسیک میانی (سازند شمشک) ایران میانی و شمالی است. ولی، کشفرود چند تفاوت عمده با سازند شمشک دارد.

مدنی (1977)، سازند کشفرود را نوعی فلیش توربیدیت میداند که بخشی از آن در حوضههای ژرف رسوبی (گاهی بیش از 1000 متر) تهنشین شده در حالی که، سازند شمشک معرف حوضههای پیشخشکی است. بررسی جغرافیای دیرینة زمان باژوسین پسین – کرتاسة پایانی گویای آن است که جدا از پیشروی و پسرویهای محلی، در این فاصلة زمانی، محیط رسوبی کپهداغ از نوع دریای باز بوده و از این نگاه، همسانی کافی با دیگر نواحی ایران دارد. برای نمونه میتوان به همسانی نهشتههای ژوراسیک میانی – بالایی و سنگهای کرتاسه اشاره کرد که با تغییرهای ناچیز، با رخسارة سنگی و زیستی مشابه، در بسیاری از نقاط صفحة ایران وجود دارد. در آغاز پالئوسن همة حوضه، خشکی بوده است.

 در آغاز پالئوسن پسین دریا به صورت جداگانه از شمال خاور و شمال باختر آغاز به پیشروی کرده ولی خشکی کم شیب و کم ارتفاعی در شمال بجنورد میان دو دریا وجود داشته است (افشار حرب، 1373). از اوایل ائوسن پسین، دریا آغاز به عقبنشینی کرده و تنها در نواحی سرخس و درگز تداوم دریا از ائوسن به الیگوسن گزارش شده است. از اواسط الیگوسن پیشین به بعد، دریا به طور کامل پسنشسته و فقط در زمان نئوژن حوضههای میان کوهی، شکل گرفتند. گفتنی است که ضخامت سنگهای لیاس – الیگوسن کپهداغ، حدود 6000 متر برآورد میشود و با وجود تداوم ظاهری رسوب‏گذاری، مطالعة دیرینة جغرافیای کپهداغ، نشان میدهد که همزمان با فازهای کوهزایی و زمینزایی، شواهدی از پیشروی و پسروی مکرر دریا وجود دارد. افشار حرب به 21 بار ترک دریا اشاره دارد که در روند آن همه و یا بخشی از کپهداغ از آب خارج و محیطهای خشکی و یا مردابی چیره شدهاند.

ضخامت زیاد سنگهای رسوبی دریایی و نبود تکاپوهای آذرین، کپهداغ را پس از زاگرس مناسبترین حوضه برای تشکیل و تجمع هیدروکربن ساخته است. کشف میدانهای عظیم هیدروکربنی در این حوضه، درستی این دیدگاه را نشان میدهد.

زمینساخت کپهداغ

در بسیاری از گزارشهای زمینشناسی الگوی چینخوردگی کپهداغ با پهنة زاگرس مقایسه شده است چرا که، بیشتر چینها نامتقارن، ممتد و کم و بیش با یکدیگر موازی هستند و در یک روند NW - SE آرایش یافتهاند. گفتنی است که در پیشانی جنوب باختری، چینها شدت بیشتری دارند ولی به سمت خشکی توران، چینها بازند و سرانجام از بین میروند.

با استناد به شواهدی مانند بالا بودن شدت چینخوردگی در جبهة جنوبی و همچنین نامتقارن و پرشیب بودن پهلوی جنوب باختری چینها، به نظر میرسد حرکت ورق ایران به سمت کپهداغ، در چینخوردن رسوبها نقش اساسیتری داشته است. چنین حرکتی سبب تغییر سازوکار گسلهای پیسنگ از نرمال به راندگی، با شیب به سمت شمال، و همچنین زایش گسلهای امتداد لغز شده که جهت جابهجایی زوجهای گسلی با راستای فشارش بر کمربند چینخوردة کپهداغ منطبق است.

جدا از پیشروی و پسروی وابسته به حرکتهای خشکیزایی، نبود ردیفهای دریایی جوانتر از ائوسن میتواند نشانگر عملکرد رخداد پیرنه باشد که بر دیرینه جغرافیایی ناحیه اثر درخور توجه داشته است. ولی، یقین بر این است که الگوی چینخوردگی کنونی کپهداغ حاصل عملکرد رخداد کوهزایی اواخر پلیوسن است. فشردگی کپهداغ، با کوتاه شدگی پوسته همراه است که میزان آن با در نظر گرفتن 70 کیلومتر پهنای کنونی، حدود 15 درصد است.

از نظر زمان تشکیل و سازوکار حرکتی، گسلهای کپهداغ را میتوان به دو گروه تقسیم کرد. گروه نخست گسلهای همزمان با فرونشست حوضه است که به طور عموم روند خاوری – باختری و یا شمال خاوری – جنوب باختری دارند، و در آغاز، سازوکار حرکتی نرمال داشتهاند ولی پس از برقراری رژیمهای فشارشی به انواع برگشته با شیب رو به شمال تبدیل شدهاند. گروه دوم گسلها، محور چینها را قطع میکنند و از نوع همگرا هستند که ممکن است امتداد لغز راستگرد ،با روند شمال باختری، و یا امتداد لغز چپگرد ، با روند شمال خاوری، باشند. گسلهای امتداد لغز راستگرد، در مقایسه با انواع چپگرد، طول و توان لرزهخیزی بیشتر دارند.

لرزهزمینساخت کپهداغ

رخداد زمینلرزههای متعدد همراه با گسلش سطحی نشانگر آن است که کمربند چینخوردة کپهداغ از زمان بازپسین فعالیتهای آلپی تاکنون تحرک داشته و موجب ویرانی شهرهایی مانند قوچان شده است. به عقیدة مکنزی (1972)، زون لرزهخیز کپهداغ، ادامة جنوب خاوری نوار لرزهخیز قفقاز – خزر است. جدا از زمینلرزههای شناخته شده و گسلشهای کواترنر، آبرفتهای پلکانی موجود در امتداد رودخانهها، به ویژه رودخانة کشفرود، معرف فعالیتهای جوان پهنة کپهداغ‎‎اند. مطالعة کانون زمینلرزههای کپهداغ نشان میدهد که:

* زمینلرزهها بیشتر در مرز جنوبی و مرز شمالی کپهداغ متمرکزند.

* بخشهای جنوب خاوری و خاور کپهداغ چندان لرزهزا نیست.

* زمینلرزههای کپهداغ بیشتر از نوع کم ژرفاست.

* کانونیابی زمینلرزههای سالهای 1871، 1893 و 1929 نشانگر آن است که این زمینلرزهها با گسلهای عمدة راستالغز نواحی مرکزی و خاوری کپهداغ همسویی دارند.

* زمینلرزههای سالهای 1959، 1970 و 1972 نشان دهندة یک زون لرزهخیز با راستایNE–SW هستند.

* رها شدن انرژی در گسلهای همگرا متفاوت است، آنگاه که یک گروه به آستانة جنبش میرسند،گروه دیگر در حال انباشت نیرو هستند. بنا به نوشتة چالنکو (1972) تا پیش از سال 1945، زمینلرزهها همروند با گسلهای NNW بودهاند حال آن که پس از آن، زمینلرزهها، در راستای گسلهای NNE هستند.

توان اقتصادی کپهداغ

در بخش ایرانی کپهداغ، ردیفهای همارز با سازندهای مُبارک و شمشک دارای توان هیدروکربنی هستند (افشارحرب، 1380). ولی، ژرفترین افق حفاری و لایة آزمایش شده، سازند مزدوران است. در بخشهای بالایی سازند کشفرود نیز دو حلقه چاه حفر شده که نشانههایی از گاز دارند.

دو میدان گازی خانگیران و گنبدلی در ناحیة سرخس و گاز غیر اقتصادی تاقدیس قزلتپه، در ناحیة گرگان، از جمله میدانهای گازی کپهداغاند.میدان گازی بسیار عظیم خانگیران، در تاقدیس خانگیران است که 35 کیلومتر پهنا دارد. سنگ مخزن اصلی خانگیران سازند مزدوران است و ماسهسنگ‎‎های سازند شوریجه مخزنی درجه دوم را تشکیل میدهند. پوشسنگ هر دو مخزن را رس سنگهای سُرخرنگ تشکیل میدهند. گاز مخزن مزدوران ترش و گاز مخزن شوریجه شیرین است. گاز مخزن مزدوران پس از پالایش و گوگرد زدایی سوخت شهرهای مشهد، قوچان، شیروان، بجنورد و سوخت نیروگاه نکا را تأمین مینماید.زغالسنگ (معدن آقدربند)، آثاری از جیوه در حاشیة شمالی و آثاری از طلا همراه با پیریت در سازند چمنبید از کپهداغ گزارش شده که در حال حاضر چندان اقتصادی نیستند.

راهنمای بازدید علمی یک روزه واحد کپه داغ
مسیر مشهد ـ کلات نادری

مقدمه
ضخامت رسوبات کپه داغ درحالت کلی تا 10000 متر می رسد و شامل رسوبات مزوزوئیک و سنوزوئیک است که بر روی پس سنگ پالئوزوئیک و در راستای کلی شمال غرب ـ جنوب شرق در بخش شمال شرقی ایران کشیده شده است .
رسوبات قدیم تر از سازند چمن بید در مسیر مشهد ـ کلات نادری بیرون زدگی ندارد در حالیکه رسوبات از سازند چمن بید تا سازند چهل کمان و نئوژن در حدی کامل تر قابل بررسی است .
در ابتدای مسیر سازند چمن بید در توف (1) و جدیدترین سازند ها ( نیزار ـ کلات ـ پستلیق و چهل کمان ) در کلات نادری بیرون زدگی دارند .

 سازند چمن بید
مقطع تیپ سازند مزبور در 60 کیلومتری غرب بجنورد اندازه گیری شده است (1722 متر) ستون چینه شناسی (افشارحرب1979)

سنگ شناسی
سازند چمن بید بطور عمده از لایه های آهک های میکریتی و بیومیکریتی 5 تا 15 سانتیمتری با تناوبی از لایه های شیلی و مارن شیلی تشکیل یافته است .
در مسیر کلات نادری نرسیده به سرخ ده و در فاصله ( 45 کیلومتری) مشهد در یکی از زهکشی های فرعی کشف رود آهک های مارنی لایه نازک با شیب ملایم بیرون زدگی دارد در حالیکه در غرب جاده تناوبی از مارن و شیل های آهکی با فرسایش مختلف الاثر با مورفولوژی بدلندی در قالب طاقدیس ظاهر شده است .بلافاصله رسوبات قرمز نئوژن متشکل از ماسه سنگ و شیلا رسی قرمز رنگ در ناودیس در جهتت شمال غرب ـ جنوب شرق در مجاورت روستای دلارام و هسته یک تاقدیس برگشته در مجاورت گسلی در راستای شمال شرق ـ جنوب غرب گذاشته شده است .
سازند چمن بید متشکل از تناوبی از مارن های خاکستری و آهک های مارنی لایه نازک است در حالیکه بخش فوقانی آن را سنگ های دولومیتی و آهک دولومیتی سازند مزدوران به حالت پرتگاهی پوشانده است . فرسایش مختلف الاثر که نتیجه اختلاف سختی سنگ های بیرون زده است بصورت کواستا در آمده است . بخش پرتگاهی آن سازند مزدوران و دامنه شیب دار آن به سازند چمن بید متعلق است . فسیل ـ پارکنیسونیا ـ پریسفنکتس
سازند چمن بید با سازندهای دلیچای در البرز مرکزی مطابقت دارد .
بخش زیرین به آشکوب باتووین ـ کالووین و بخش فوقانی به آشکوب اکسفوردین تعلق دارد .


سازند مزدوران
مقطع تیپ در گردنه مزدوران در فاصله 80 کیلومتری مشهد و به ضخامت 500 متر اندازه گیری شده است . در جنوب روستای درخت بید بالا ضخامت آن 1200 متر گزارش شده است .

 

تصویر پانورامای سازند مزدوران صخره ساز در بالا و سازند کشف رود در زیر

(جاده مزدوران - سرخس) 


سنگ شناسی
سازند مزدوران از سنگ های کربناته صخره ساز و به طور فرعی از مارن تشکیل شده است .
1000 متر بخش زیرین آهک میکریتی واجد باند چرتی و ندول است . سازند مزبور سنگ مخزن گاز سرخس را تشکیل داده است . در مسیر جاده کلات ، سازند مزدوران رشته ارتفاعات چهره ساز را در جهت شمال غرب ـ جنوب شرق بوجود آورده اند . تماس زیرین و بالایی سازند مزدوران با سازند های مجاور هتروکرون می باشد. ارتباط ژئومورفولوژیکی سازند مزدوران و چمن بید که در زیر آن قرار گرفته است در روی زمین بصورت ناهمواری مختلف الاثر دیده می شود.
سازند مزدوران واجد فسیل های آمونیت پریس فینکتس ـ ویرگاتوسفتکس ـ سورئیسراس ـ آتاکاسیوسراس ـ لیتاکوسراس (سیداریس) و براکیوپود : تربراتولا ـ بی پلیکاتا است.
 سن اکسفوردین ـ کیمریجین


محیط رسوبی
با توجه به سنگ شناسی و وجود لایه های واجد آهک های ائولیتی ، دوکفه ای ها و ریپل مارک در بخش بالایی ـ سازند مزدوران و سازند روئی آن (شوریجه) محیط دریایی کم عمقی را برای این سازند مطرح می سازد.


سازند شوریجه
سازند مزبور ابتدا در بخش شرقی کپه داغ در مجاورت تنگ شوریجه نامگذاری و اندازه گیری شده است (انصاری و افشارحرب) با توجه به اینکه مقطع مزبور گویای ویژگیهای کامل سازند مزبور نیس مقطع خور واقع در مسیر جاده کلات ـ مشهد بعنوان مقطع تیپ پیشنهاد گردید (افشارحرب) مقطع تیپ شوریجه در 50 کیلومتری شمال شرق مشهد در پلانج شرقی طاقدیس خور و در کناره شمال شرقی رود خور به ضخامت 980 متر اندازه گیری شده است .  

كنتاكت سازند شوريجه با مزدوران در ناحيه كپه داغ

سنگ شناسی
بطور عمده سازند شوریجه از شیل های قرمز ، کلیستون ، ماسه سنگ ، ماسه سنگ کوارتزیتی ، ژیپس ، کنگلومرا و بطور جزئی همراه با سنگ های آهکی تشکیل شده است .
واحد کربناته در بخش میانی است . ضخامت سازند شوریجه از شمال مشهد به طرف شرق بتدریج کم می شود . ضخامت در مقطع درخت بید 560 متر بوده و تا حد 270 متر در گردنه مزدوران کاهش می یابد و بطور کلی در این قسمت از کنگلومرا ، ماسه سنگ و بطور کلی شیل قرمز و کلیستون تشکیل یافته است . مقدار گچ در مقطع رودخانه خور بطور محلی زیاد می شود بطوری که گچ " قشقه " برای مصارف بنایی مورد بهرهبرداری قرار می گیرد . از گردنه مزدوران به طرف شرق ضخامت باز هم نقصان می یابد به حدی که در شوریجه ضخامت ماسه سنگ ها و کنگلومرا به 100 متر می رسد.
در زنگلانلو واقع در شرق گردنه الله اکبر ضخامت ماسه سنگ های کربناته دریایی در بخش میانی مقطع به 342 متر می رسد و 80 متر بخش بالایی آن از ژیپس متراکم و لایه های نازک آهکی است که به صورت رسوبات سیکلی نمایان گردیده است .

 

نمایی از سازند شوریجه بعد از خروج از تونل


سن و فسیل
در مقطع تیپ دره خور (کلانتری) 595 متر بخش زیرین به اشکوب نئوکومین و 435 متر بخش بالایی را به احتمال به بارمین نسبت داد . با توجه به وجود فسیل های ذره بینی و وجود رسوبات قاره ای سن بریازین ـ والانژینین ، هوتریوین و بارمین را برای این سازند پیشنهاد می کنند .
از فسیل های مورد مطالعه می توان کالپیونلا ، شوناتلا ، پزودوسیکلانینا را نام برد .


محیط رسوبی
شرایط محیط رسوبی رسوبات سازند شوریجه از قاره ای تا کولابی و دریایی کم عمق تغییر می کند . سازند شوریجه مخزن گاز شیرین را در کپه داغ تشکیل داده است .

سازند تیرگان
نام مزبور از روستای تیرگان در 40 کیلومتری جنوب شرق شهر شهر درگز در کپه داغ شرقی اخذ شده است . پاراتیپ سازند تیرگان به ضخامت 310 متر در مسیر جاده بجنورد ـ گنبد تشکیل داده است .

 

نمایی از آهک های سازند تیرگان ( کنار جاده )


سنگ شناسی
در مقطع تیپ ضخامت در حدود 780 متر است و بطور عمده از سنگ های کربناته اُاُلیتی با تناوب هایی از مارن تشکیل شده است . در مسیر دره خور ضخامت سازند تیرگان به 80 متر می رسد در حالیکه ضخامت سازند شوریجه متجاوز از 900 متر است . در پهنه مقطع تیپ تیرگان در جنوب شرق درگز متجاوز از 700 متر است در حالیکه ضخامت شوریجه 350 متر است به نظر می رسد از دره خور به طرف درگز ، بخش بالایی سازند شوریجه بطور جانبی به سنگ های آهکی تغییر یافته و به تدریج به سازند تیرگان تبدیل می شود .

 

کنگره هایی از سازند تیرگان بر اثر شکاف های shearing 


سن و فسیل
سازند تیرگان از بارمین تا آبسین زیرین قدمت دارد . فسیل های تیره اربیتولینیده به وفور همراه با خارپوستان دیده می شود. بعضی از لایه ها به حال لوماشلی گذاشته شده است .


محیط رسوبی
رسوبات بیوسپاریت و ائوسپاریت سازند تیرگان معرف محیط دریایی کم عمق پر انرژی است که بطور احتمال در بعضی مناطق با زون سدی از دریا جدا می شود.

سازند سرچشمه
نام مزبور از روستای سرچشمه در کپه داغ مرکزی واقع در 14 کیلومتری شرق بجنورد گرفته شده است . گرچه بیرون زدگی های عمده اطراف روستای سرچشمه را مارن و شیل های سازند سرچشمه تشکیل می دهد مع الوصف مقطع منظمی از سازند مزبور در دره خور بعنوان سازند سرچشمه در مسیر جاده مشهد ـ کلات در فاصله 50 کیلومتری شمال ـ شمال شرقی مشهد و قبل از رسیدن به دو راهی امیر آباد معرف کامل این سازند محسوب می شود.


سنگ شناسی
بخش زیرین سازند سرچشمه از 178 متر عضو مارنی فرسایش یافته مدادی شکل به رنگ خاکستری مایل به سبز تشکیل یافته است در حالی که عضو بالایی آن را تناوبی از شیل و لایه های نازک ریتمی آهکی به ضخامت 132 متر تشکیل می دهد . ضخامت کلی سازند سرچشمه در دره خور 310 متر اندازه گیری شده است . در آهک های بخش بالایی که در بعضی موارد به ضخامت یک متر می رسد اوربیتولینا تربراتولا یافت می شود آهک بالایی مرز بین سازند سرچشمه و سازند سنگانه را تعیین می کند . تماس زیرین و بالایی سازند مزبور بطور هم شیب می باشد . از دره خور به طرف غرب ضخامت آن به تدریج اضافه می شود تا حدی که در طاقدیس تکل کوه عضو زیرین به ضخامتی در حدود 970 متر می رسد.


سن و فسیل
سن سرچشمه با توجه به وجود فسیل هایی از تیره اوربی لینده به آپسین می رسد.
از آمونیت ها دشیزئیس Deshayesites و هیپ آکانتوپولتیس قابل ذکر است .


محیط رسوبی
رسوبات مارنی رسی معرف رسوباتی است که در پهنه شلف کم عمق گذاشته شده است ، با وجود این با توجه به آمونیت ها و ارتباط حوضه با دریای باز را می توان محتمل دانست.

سازند سنگانه
نام مزبور از روستای سنگانه واقع در 70 کیلومتری شمال شرق مشهد گرفته شده است .
مقطع تیپ در پلانج جنوب شرقی طاقدیس اشلر و در فاصله 4 کیلومتری شمال غرب روستای سنگانه اندازه گیری شده است . در جاده کلات مقاطع قابل بررسی در مجاورت روستای قلعه نو (ده نو) واجد مشخصات مقطع تیپ می باشد.  

سنگ شناسی
سازند سنگانه بطور یکنواخت از شیل های خاکستری تیره مایل به سبز تا کاملاً تیره رنگ فرسایش یافته و بطور فرعی با لایه های ماسه سنگی در بخش قاعده های آن دیده می شود .
از ویژگی های سازند سنگانه وجود کنکرسیون های سپتا و کون این کون Cone _ in_ Cone است که در اندازه های متفاوت در افق های سازند مزبور به چشم می خورد . در بعضی موارد کنکرسیون های مذکور واجد هسته ای از آمونیت است.
ضخامت سازند سنگانه در مقطع تیپ 750 متر اندازه گیری شده است .
تماس سازند مزبور با سازند سرچشمه که در زیر آن واقع است و همچنین با سازند آیتامیر که در روی آن قرار گرفته است هم شیب می باشد به استثناء غرب کپه داغ که تماس بالایی آن با سازند آیتامیر دیسکونفورم می باشد.


سن و فسیل
به توجه به فسیل های موجود آمونیت ها نظیر پاراهوپلیتس و شلونیسراس و آکانتوپلیتس سن این سازند به آپسین فوقانی ـ آپسین نسبت داده شده است (سید امامی).


محیط رسوبی
سازند سنگانه در محیط شلف کم عمق از مواد تخریبی ناهمواری های پست مجاور در اندازه های سیلت و رسی تشکیل شده است . معذلک ارتباط حوضه با دریای باز با توجه به آمونیت های موجود برقرار بوده است .

سازند آیتامیر
نام سازند از روستای آیتامیر که در غرب کپه داغ در 70 کیلومتری شمال شرق گنبد کاووس واقع است گرفته شده است .


سنگ شناسی
سازند مزبور از دو عضو تشکیل یافته است . عضو ماسه سنگی زیرین شتامل لایه های ماسه سنگی صخره ساز و شیل های گلوکونیتی و عضو شیل بالایی که عمدتاً شیل گلوکونیتی است و بطور فرعی واجد لایه های ماسه سنگی گلوکونیتی می باشد . در مقطع تیپ ضخامت آن به 1000 متر می رسد . در طاقدیس امیر آباد ضخامت آن به 600 متر می رسد . در پهنه سرخس در گردنه مزدوران لایه های مزبور 420 متر ضخامت داشته علاوه بر ماسه سنگ شیل واجد لایه های آهکی فسیل دار است که به کوگینا مشهور است . تماس فوقانی سازند آیتامیر با سازند آبدراز دیسکونفورم می باشد .


سن و فسیل
با توجه به وجود آمونیت در دامنه جنوبی طاقدیس امیر آباد و همچنین آمونیت های جمع آوری شده از مقطع قرقره از مجاورت گردنه مزدوران ( داود زاده ـ آریائی ) که بوسیله آقای سید امامی تشخیص داده شده است به آکانتوپلتیس ، ناتلی سراس ، توریلیتس و هیپوتوریلیتس ، ماریلا ، هیپوهوپلیتس و شلومباشیا سنی معادل سنومانین زیرین را در مورد سازند آیتامیر تأئید کرده است .  

محیط رسوبی
سازند آیتامیر در محیط شلف کم عمق گذاشته شده است . وجود گلوکونیت و فون دریایی محیط دریایی را تأئید می کند . معذلک وجود ماسه سنگ های ضخیم در غرب کپه داغ از رسوبات دلتایی است . وجود آمونیت یادآور ارتباط با دریای آزاد است . شیل های ضخیم در زیر ماسه سنگ ها در ساختارهای ناودیس واقع در نیمه راه ده نو به حمام قلعه که بر اثر فرسایش منجر به تشکیل ناودیس های معلق شده است دیده می شود . "" سنکلینال پرشه "" یکی از ویژگیهای موفولوژیکی سازند آیتامیر در جاده کلات ـ مشهد محسوب می شود.

سازند آبدراز
وجه تسمیه از روستای آبدراز در شرق کپه داغ است که با ارتفاعات آهک های گل سفیدی محدود شده است .

 

نمایی از سازند آبدراز


سنگ شناسی
سازند مزبور از شیل های خاکستری مایل به آبی روشن و شیل های خاکستری تا زیتونی و 3 تا 4 لایه آهک های گل سفیدی خاکستری روشن تا سفید رنگ تشکیل شده است . ضخامت آن در مقطع تیپ به 312 متر می رسد .
تماس زیرین آن با سازند آیتامیر دیسکونفورم است در حالی که تماس بالایی آن با سازند آب تلخ هم شیب می باشد .

 

سازند آبدراز


سن و فسیل
 با توجه به وجود گلوبوترونکائیده ها به ویژه gl . Helvetica سن تورونین و توجه به گلوبوترونکاناشنگانسی سن کونیاسین مورد تأئید است . در مقطع تیپ سنومانین بالایی و تورونین زیرین با نبود چینه شناسی توجیه شده است . آهک های گل سفیدی واجد مقادیر زیادی اینوسراموس و خارپوستانی از دسته میکراستر می باشند . سن میکراسترها از سانتونین تجاوز نمی کند تماس زیرین و بالایی سازند آبدراز هتروکرون می باشد .


محیط رسوبی
گرچه فون غنی از فرامینیفرهای پلانکتونیک به محیط شلف عمیق نسبت داده شده است ، وجود خارپوستان و اینوسراموس می تواند یادآور محیط شلف کم عمق باشد .

سازند آب تلخ
نام مزبور از روستای آب تلخ واقع در 77 کیلومتری مشهد گرفته شده است .

 

تصویر تپه ای از سازند آب تلخ (در مجاورت آبادی حمام قلعه )


سنگ شناسی
در مقطع سازند مزبور از 813 متر شیل های خاکستری آبی و بطور فرعی از مارن های فرسایش یافته و ماسه سنگ های رسی که عمدتاً در بخش بالایی دیده می شوند تشکیل یافته است .
روی زمین مارن ها و شیل های مذکور با مورفولوژی بلندی ظاهر می شوند .


سن و فسیل
با توجه به فسیل هایی که در بعضی موارد گزارش شده است ، قدمت سازند مزبور از سانتونین تا ماستریختین زیرین تعیین گردید ه است .


محیط رسوبی
وجود رسوبات رسوبی و فون پلانکتون به احتمال موید محیط شلف عمیق می باشد .


سازند نیزار
نام این سازند از تنگ نیزار واقع در 17 کیلومتری شمال روستای مزدوران و 122 کیلومتری مشهد گرفته شده است .


سنگ شناسی
بطور عمده سازند نیزار در ضخامت 320 متر از ماسه سنگ گلوکونیتی مایل به سبز و شیل و بطور فرعی در بخش بالایی از لایه های نازک آهکی تشکیل یافته است .  

سن و فسیل
بطور کلی فاقد فسیل مشخصی می باشد و سن آن با توجه به موقعیت چینه شناسی به مایستریختین نسبت داده شده است .


محیط رسوبی
ماسه سنگ های سازند نیزار در محیط دریایی گذاشته شده است .

سازند کلات
نام مزبور از شهر تاریخی کلات نادری گرفته شده است . بیرون زدگی های سازند کلات بخش عمده سنگلینال معلق کلات نادری را تشکیل داده اند . گرچه نام سازند از کلات گرفته شده است ولی بعلت اینکه بخش بالایی در مقطع کلات ظاهر نشده است و این بخش به خوبی در تنگ نیزار نمایان است لذا با حفظ نام سازند مقطع تیپ آن را مولف (افشارحرب 1979) ترجیحاً در تنگ نیزار تعیین کرده است .

سازند کلات در مجاورت بند نادری


 سنگ شناسی
ضخامت 277 متر از سنگ های آهکی و آهک های ماسه ای شیل در مقطع تیپ تشخیص داده شده است . که به 5 عضو تقسیم شده است . 1ـ آهک زیرین  2ـ شیل زیرین  3ـ آهک میانی  4ـ شیل بالایی  5ـ آهک بالایی .

سازند کلات و بند نادری


سن و فسیل
سازند کلات معادل سازند مینا در کشور ترکمنستان است .
با توجه به فسیل سیدرولیتس کالسیدراپ.ئیدس و اوستوما به مایستریختین بالایی نسبت داده شده است . در تنگ نیزار واجد فسیل های زیادی از رودیست ها است و به آهک رودیست دار مشهور است . علاوه بر آن به حد وفور فسیل های دوکفه ای و گاستروپود نیز یافت می شود .


محیط رسوبی
به دریایی شلف کم عمق که با دریای آزاد ارتباط داشته است نسبت داده می شود .

سازند پستلیق
نام مزبور پسته زارهای واقع در آنتی کلینال چهچهه گرفته شده است . 

سنگ شناسی
مقطع تیپ در جنوب روستای شورلق در فاصله 123 کیلومتری مشهد به ضخامت 280 متر اندازه گیری شده است و بطور عمده از شیل های سرخ و قهوه ای و کلیستون ، ماسه سنگ ، کنگلومرا و در بعضی نقاط بطور فرعی واجد سنگ های تبخیری است .


سن و فسیل
فاقد فسیل بوده و با توجه به موقعیت چینه شناسی به پالئوسن نسبت داده شده است .

سازند چهل کمان
نام مزبور از روستای چهل کمان در شرق کپه داغ گرفته شده است .


سنگ شناسی
ضخامت 229 متری رسوبات جنوب چهل کمان بطور عمده سنگ های آهکی تشکیل می دهد که به طور فرعی واجد شیل و ماسه سنگ و در بعضی نقاط گچ نیز دیده شده است . اضافه می نماید پاراتیپ سازند چهل کمان در جنوب غرب روستای شورلق ( واقع در مسیر جاده مشهد ـ سرخس ) از 127 متر سنگ های آهکی تشکیل یافته است .


سن و فسیل
سازند چهل کمان در ترکمنستان معادل آهک های بخارا است . واجد فسیل هائی از جنس لافی تینا نومولیت و آسیلینا است . و به قدمت ائوسن زیرین است ( رهقی ).


محیط رسوبی
سازند مزبور در دریای شلف کم عمق گذاشته شده است .

سازند خانگیران
نام مزبور از آبادی خانگیران واقع در 32 کیلومتری غرب سرخس گرفته شده است .


سنگ شناسی
سازند خانگیران بطور عمده از شیل های به رنگ زیتونی ـ سبز و آبی ـ خاکستری که در بخش قاعده ای واجد لایه های ضخیم از ماسه سنگ و لایه های متعددی از ماسه سنگ های آهکی استرادار تشکیل یافته است .
در مقطع تیپ " یاقل " واقع در شمال شهر درگز رسوبات خانگیران از 1850 متر که در بخش زیرین واجد لایه های ضخیم ماسه سنگی است تشکیل شده است . در پهنه تیپ رسوبات مزبور از 1285 متر شیل های آهکی خاکستری یکنواخت ساخته شده است .


سن و فسیل
با توجه به فسیل های فراوان از فرامینیفرها در نقاط مختلف قدمت سازند خانگیران از پالئوسن بالایی تا ائوسن بالایی گزارش شده است .

لایه قرمز میوسن
لایه های متشکل ازسنگ های  آواری ماسه سنگی و کنگلومرائی و مارن های قرمز سازندهای قدیمه را در سطوح مختلف می پوشاند . گرچه در مقطع " یاقل " در شمال درگز لایه های قرمز با سازند خانگیران بصورت انتقالی و تدریجی تماس دارد معذلک رسوبات متعلق به لایه های قرمز میوسن که بطور مشخص در پهنه درگز و دریای شمال استراکچر خانگیران توسعه دارد همچنین در شمال شیروان و جنوب شرق بجنورد بطور دیسکونفورم لایه های قدیم تر را می پوشاند .

 

منابع و مأخذ
Afshar Harb    1979
The stratigraphy , Tectonics and Pertoleum
Geology of the Kopet dagh region NE . IRAN
Ph.D Thesis Univ . of London

Seyed – Emami , K & Aryai , A , A . 1981
Ammoniten aus dem unteren Cenoman von Nordostian
( Koppeh – Dagh )


Mitt . Bayer . Saatsslg . Palaont . Hist . Geol . 21     23-29
Munchen , 31.12.1981

نقشه زمین شناسی سرخس                        شرکت ملی نفت ایران

نقشه زمین شناسی درگز                              شرکت ملی نفت ایران

نقشه زمین شناسی بجنورد                           سازمان زمین شناسی کشور

نقشه زمین شناسی کور خود                         شرکت ملی نفت ایران

تصاویر ماهواره ای لندست 4 و 5 به مقیاس     159  D,035

تصاویر ماهواره ای لندست 4 و 5 به مقیاس     160  D,034

نقشه زمین شناسی شمال شرق مشهد مقیاس  سازمان زمین شناسی کشور

 اقتباس از :

آریایی،علی اصغر ؛راهنمای گردش علمی کپه داغ در مسیر جاده کلات ـ مشهد ؛ اولین کنگره زمین شناسی کاربردی ایران ؛ دانشگاه آزاد اسلامی مشهد؛ اردیبهشت ماه 1386


 



لینک
مطالب اخیر استروماتولیت رودخانه بریده بریده فیروزه (Turquoise) پلاگ های رخنمون دار زاگرس (دیاپیر) زمین لغزش استان بدخشان افغانستان May 5, 2014 تکوین پوسته قاره ای ایران سازند شیلی پابده مکانیک خاک ساختمان های رسوبی چینه نگاری ژئوشیمیائی
کلمات کلیدی وبلاگ دکتر شریعتی (۱٤) خدا (۱٠) علی (٧) تکامل (٥) شاملو (٤) عدالت (۳) عرفان (۳) حق (۳) رسوب شناسی (٢) زمین شناسی (٢) بازیافتگی (٢) عشق (٢) تنهایی (٢) مولانا (٢) پرواز (٢) مشاوره پایان نامه میکروفاسیس (٢) دیاپیریسم (٢) دکتر یوان اشتوکلین (٢) سازند پابده (٢) استروماتولیت (٢) رودخانه بریده بریده (٢) braded stream (٢) سبخا (٢) بافت انترولیتیک (۱) سازند شیلی پابده (۱) ساخت های رسوبی (۱) ساختمان های رسوبی (۱) چینه نگاری ژئوشیمیائی (۱) دباپیر (۱) تکتونیک البرز مرکزی (۱) تکتونیک البرز شرقی (۱) ساختمان رسوبی (۱) چین رسوبی (۱) طاقدیس کاذب (۱) تی پی (۱) محیط رسوبی (۱) tourmaline (۱) رودخانه بریدد (۱) زمین لغزش افغانستان (۱) مشاوره چینه نگاری سکانسی (۱) مشاوره محیط رسوبی (۱) مشاوره پایان نامه سنگ شناسی رسوبی (۱) انیدرید ندولی (۱) ندول انیدرید (۱) عکس استروماتولیت (۱) تبریک روز پدر و مرد (۱) مشاوره پایان نامه زمین شناسی (۱) محیط رسوبی رودخانه ای (۱) رسوبات رودخانه ای (۱) فرمول محاسبه ضخامت واقعی لایه (۱) ضخامت واقعی لایه (۱) زمین شناسی شهمیرزاد (۱) رخساره های سازند هجدک (۱) ماسه سنگ های سازند هجدک (۱) محیط رسوبی سازند هجدک (۱) شیست های گرگان (۱) سکانس استراتیگرافی آسماری (۱) کیفیت مخزنی آسماری میدان شادگان (۱) تکوین پوسته قاره ای ایران (۱) پوسته ایران زمین (۱) پلاگ های زاگرس (۱) دیاپیرهای زاگرس (۱) پابده (۱) دکتر اسپهبد (۱) jovan stocklin (۱) ندول های انیدرید عهد حاضر سبخایی (۱) انیدرید تبخیری (۱) اشتوکلین (۱) محبت (۱) آسمان (۱) عقاب (۱) تغییر (۱) خاک (۱) زمین (۱) شکست (۱) شناخت (۱) فیروزه (۱) قانون جذب (۱) روح من (۱) دکتر قریب (۱) سن زمین (۱) تقوی (۱) رمضان (۱) پیروزی (۱) بهار (۱) فروغ (۱) غدیرخم (۱) نوروز (۱) اوشو (۱) مرگ (۱) انتظار (۱) من (۱) زندگی (۱) پنجره (۱) همایش (۱) ایمان (۱) انسان (۱) چیستی (۱) نمی نویسم (۱) مشاوره پایان نامه (۱) زمین شناسی نفت ایران (۱) آزمون دکتری90 (۱) phd سراسری (۱) turquoise (۱) پوسته ایران (۱) تورمالین (۱) دیاژنز (۱) کوهزائی لارامین (۱) سازند آسماری (۱) انیدرید (۱) جنوب لردگان (۱) چینه نگاری سکانسی (۱) مخروط افکنه (۱) شهر هرت (۱) زور (۱) فیلد (۱) ruby (۱) مکانیک خاک (۱) کانی شناسی (۱) عمر زمین (۱) آنچه هستم (۱) گنبد نمکی (۱) شیعه علی (۱) زمین لغزش (۱) کوارتز (۱) دکتر آقانباتی (۱) عسلویه (۱) پایان نامه (۱) یاقوت (۱)
دوستان من فصل نامه رسوب و سنگ رسوبی دانشکاه آزاد اسلامی واحد شاهرود دکتر سید علی آقانباتی انجمن علمی زمین شناسی دانشگاه تهران تازه های رسوب و سنگ رسوب سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور انجمن علمی زمین شناسی دانشگاه تربیت معلم سازمان زمین شناسی ایالات متحده جمعیت زمین شناسان ایالات متحده مدیریت سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی شمال شرق یاران زمین بیابانها و کویرهای ایران نقشه های زمین شناسی استان خراسان بانک اطلاعاتی نشریات کشور اهدای عضو فروغ فرخزاد کسب درآمد پرتال جامع مشاور ژئوتکنیک bijanuord مترجم متن آن لاین وبلاگ زمین شناسی مصطفی صبوحی پایگاه ملی داده های علوم زمین کشور ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب