سرود مردی که خودش را کشته است

نه آبش دادم

نه دعائی خواندم،

خنجر به گلویش نهادم

و در احتضاری طولانی

او را کشتم.

 

 

به او گفتم:

«ـ به زبان دشمن سخن می گوئی!»

و او را

کشتم!

 

 

 

 

نام مرا داشت

و هیچ کس همچنو به من نزدیک نبود،

و مرا بیگانه کرد

با شما،

با شما که حسرت نان

پا می کوبد در هر رگ بی تاب تان.

 

 

و مرا بیگانه کرد

با خویشتنم

که تن پوشش حسرت یک پیراهن است.

 

 

و خواست در خلوت خود به چار میخم بکشد.

من اما مجالش ندادم

و خنجر به گلویش نهادم.

 

 

آهنگی فراموش شده را در تنبوشة گلویش قرقره کرد

و در احتضاری طولانی

شد سرد

و خونی از گلویش چکید

به زمین،

یک قطره

همین!

 

 

خون آهنگ های فراموش شده

نه خون «نه!»،

خون قادیکلا

نه خون «نمی خواهم!»،

خون «پاشاهی که چل تا پسر داشت«

نه خون «ملتی که ریخت و تاج ظالمو از سرش ورداشت«،

خون شانه بالا انداختن، سر به زیر افکندن،

خون نظامی ها ـ وقتی که منتظر فرمان آتشند ـ ،

خون دیروز

خون خواستنی به رنگ ندانستن

به رنگ خون پدران داروین

به رنگ خون ایمان گوسفند قربانی

به رنگ خون سرتیپ زنگنه

و نه به رنگ خون نخستین ماه مه

و نه به رنگ خون شما همه

که عشق تان را نسنجیده بودم!

 

 

 

 

به زبان دشمن سخن می گفت

اگر چه نگاهش دوستانه بود،

و همین مرا به کشتن او واداشت . . .

 

 

 

 

در رؤیای خود بود . . .

 

به من گفت او: «ـ لرزشی باشیم در پرچم،

پرچم نظامی های ارومیه!»

بدو گفتم من: «ـ نه!

خنجری باشیم

بر حنجره شان!»

 

 

به من گفت او: «ـ باید

به دارشان آویزیم!»

بدو گفتم من: «ـ بگذار

از دار

به زیرمان آرند!»

 

 

به من گفت او: «ـ لبی باید بوسید.»

بدو گفتم من: «ـ لب مار شکست را، رسوائی را!» . . .

 

 

لرزید و از رؤیایش به درآمد.

 

من خندیدم

او رنجید

و پشتش را به من کرد . . .

 

 

فرانکو را نشانش دادم

و تابوت لورکا را

و خون تنتور او را بر زخم میدان گاوبازی.

و او به رؤیای خود شده بود

و به آهنگی می خواند که دیگر هیچ گاه

به خاطره ام باز نیامد.

/ 1 نظر / 17 بازدید
سیده اکرم

سلام من داشتم تحقیق واسه کانی شناسیم سرچ میکردم که از وبلاگتون سر در اوردم و... ولی بیشتر از اون اسم گرگان منو جذب کرد من گرگانیم ولی الا دانشجوی سال دوم استخراج معدن بیرجندم... واسم جالبه که بچه های گرگانی هم به مباحث زمین شناسی علاقه مندن. خوشحال شدم واقعا... موفق باشید