معرفی پدر علم زمین شناسی ایران دکتر یوان اشتوکلین

 

روانش شاد و یادش گرامى باد

این عکس و همکار عزیزم آقای مهندس جمال الدین احمدی در سمپوزیم دیاپیریسم 1369 بندرعباس از دکتر اشتوکلین گرفتن

این عکس را همکار ارجمندم جناب آقای مهندس جمال الدین احمدی از دکتر یوان اشتوکلین گرفتند و بخاطر علاقه ای که به دکتر اشتوکلین داشتم به من هدیه کردند‘ از ایشان تشکر میکنم‘ تنها عکس رنگی و نسبتا جدید از ایشان هست . سمپوزیوم دیاپیریسم 1369- بندرعباس که خلاصه مقاله دکتر اشتوکلین روی صفحه با عنوان آمیزه های رنگین: آیا فرآورده دیاپیریسم است؟ موجود هست. 

دکتر یوان اشتوکلین

 

میخواهم کمی بیشتر با دکتر یوان اشتوکلین فقید آشنا بشویم،اشتوکلین را خیلی دوست دارم چون قلبش برای زمین شناسی ایران می تپید، و همچنین استاد عزیزم دکتر سید علی آقانباتی را که ایشان یکی از شاگردان خلف و بزرگ اشتوکلین فقید بوده و علاوه بر خدماتی که در سازمان زمین شناسی کشور ارائه داده اند رسالت استادی را به بهترین نحو بر دوش کشیده و به زیبائی هرچه تمام این گنجینه ارزشمند و تجربیات سالها کار زمین شناسی در کنار بزرگان علم زمین شناسی جهان بر روی ایران پهناور که لقب شایسته بهشت زمین شناسان واقعا برازنده آن است را به دانشجویان علاقه مند و شاگردانش‘ منتقل کرده و به امید خداوند باریتعالی سالهای سال از انوار علمی ایشان بهره مند باشیم. و دید زمین شناسی را به ما آموخت که در آرامش صحرا در اسرار عالم هستی تفکر کنیم .همیشه به این که شاگرد دکتر آقانباتی بودم و هستم افتخار میکنم،جا دارد از اساتیدی که به گردن بنده حق دارند یادی کنم،اساتیدی چون دکتر هاشم فیاض که با کهولت سن  و به سختی برای تدریس به شاهرود می آمدند و فقط و فقط برای رسالت استادی و بلورشناسی و کانی شناسی را در خدمتشان بودیم، دکتر عبدالحسین فرقانی که با وجود  چندین بار سکته قلبی به شاهرود می آمدند و همیشه میگفتند" ما برای علم میاییم "و بلورشناسی و کانی شناسی را از ایشان یاد گرفتیم،جناب آقای پروفسور معتمد که از بزرگان علم زمین ایران هستند و بسیار مهربان و متواضع هستند،،دکتر مهدیزاده که پترولوژی رو خیلی دقیق یادمان دادند، زنده یاد دکتر غلامحسن رضایی ولیسه که اسفند ماه ٨٧ ذار فانی را وداع گفتند وواقعا با اخلاق و مهربان بودند خدا رحمتشان کند، دکتر حسینی نژاد استاد بلامنازع ماکروفسیل خیلی خوش برخورد بودند، دکتر جعفریان که نقشه برداری و ژئوشیمی و در خدمتشان بودیم،دکتر عباس کنگی زمین شناسی فیزیکی و مهندسی و زمین ساخت وتکتونیک که همیشه کلاسهایشان برایم جذاب بود،دکتر رحیم مهاری که از تبریز می آمدند تا ما پایه رسوب شناسی قوی داشته باشیم و خیلی دقیق و مسلط بودند،به همین دلیل اکثر زمین شناسان شاهرود رسوبشناسان قوی هستند از ایشان تشکر میکنم، اواخر کارشناسی بود که لبخند ایشان را دیدیم، دکتر گنجویان که با ایشان زبان تخصصی داشتیم و بسیار دوست داشتنی هستند،دکتر داوود جهانی که واقعا یک استاد بی نظیر و در کارشناسی ارشد افتخار شاکردی ایشان را داشتیم و خیلی دوست داشتنی هستند و از ایشان کمال تشکر را دارم، بیان قوی و قدرت انتقال مطلب بالا‘ بطوریکه در کمترین زمان ممکن مطالب کلیدی و مهم را خیلی راحت تفهیم میکنند،جوانترین استادمان آقای دکتر فرخ نژاد که خیلی هم سخت گیر بودند و زمین شناسی دریایی در خدمتشان بودیم، دکتر سید محمد جواد موسوی که این افتخار را داشتم که با ایشان روی پایان نامه ام کار کنم البته در کارشناسی هم استاد میکروفسیل بن بودند، و برای میکروفاسیس کتاب micro facies of carbonate rocks رو در حد اریک فلوگل یادمان دادند،کواترنر و لیتواستراتیگرافی هم عالی بودند، خیلی زحمت کشیدند و اکثر کارهایی آزمایشگاهی سنگ رسوبی را از ایشان آموختیم، در کارشناسی ارشد واحدهای زیادی با ایشان گذراندیم، واقعا دلسوز و با وجدان، و تا مطلب و بطور کامل منتقل نمیکردند از کلاس خارج نمی شدند ومن خیلی دوستشان دارم، دکتر آقانباتی هم همینطور بود،اما فکر میکنم هیچ کس نمیتواند مثل دکتر آقانباتی تاٍثیر گذار باشد،وقتی باایشان سر زمین میروی خیلی مسلط و انگار وقتی خدا داشته زمین را می آفریده لحضه به لحضه حضور داشته! من افتخار این دا داشته ام که در درس های زمین شناسی تاریخی، چینه نگاری ایران، زمین شناسی ایران شاگرد ایشان باشم، امیدوارم ١٢٠ سال زنده باشند و مابتونیم از این دریای بیکران علم زمین شناسی استفاده کنیم. و تمام دوستان دوران تحصیل که با هم بودیم،در آخر از مهندس داوود خطیبی تشکر میکنم،ایشان دوره لیسانس یک تنه گروه زمین شناسی را میچرخاندند، همچنین خانم سعیدیان و آقای ناظمی که فعلا مسوول گروه زمین شناسی هستند و  بسیار زحمتشان دادیم.

 

 اما دکتر یوان اشتوکلین

اشتکلین سال 1921 میلادى درشهر (ARMRISWIL) سوئیس قدم به جهان هستى گذاشت. مادر او اهل صرب (SERBIAN) و پدرش سوئیسى بود.

یووان (یوهان- سباستیان) اشتوکلین
Jovan Stoecklin
« خاطره‌های یک زمین­شناس سوئیسی از ایران »
 
دکتر یووان اشتوکلین از برجسته‌ترین زمین­شناسان با تجربه قرن بیستم به­شمار می­رود که ازسال 1329 تا 1357 شمسی (1950 تا 1978 میلادی) به مدت 27 سال از عمر خود را در ایران گذرانده، تمامی سطح سرزمین ما را مطالعه و برای اغلب نقاط با همکاری بسیاری از زمین‌شناسان خبره کشور، نقشه‌های زمین­شناسی تهیه و تعداد زیادی از کانسارها و منابع نفت و گاز در خشکی را کشف نموده است.
اشتوکلین سوئیسی متولد شهر کوچک و زیبای آمریزویل Amriswil در جنوب دریاچه کنستانس(بین آلمان - اتریش - سوئیس) در نزدیکی شهر زوریخ می­باشد و دانش آموخته و فارغ‌التحصیل دانشگاه­های زوریخ و ژنو در اولین سال­های بعد از جنگ جهانی دوم است.
اولین تجربهکاری را اشتوکلین زیر نظر زمین‌شناسان معروف آن زمان دکتر گانسر Dr. Gansser  و دکتر هیرشی Dr. Hirschi در جبال آلپ، بالکان و کوه­های بوسنی به­دست آورده است. او پس از دریافت دانش­نامه دکترا،‌ در حالی­که در موسسه ملی زمین­شناسی سوئیس اشتغال داشته تصمیم می­گیرد برای کسب مهارت و تجربه بیشتر به مطالعات زمین‌شناسی سرزمین­های دور یا ناشناخته بپردازد.
دکتر اشتوکلین در سال 2006 میلادی خاطرات زندگی هشتاد و چند ساله‌اش را در یک نوشتار 170 صفحه‌ای به نام « ایران ، خاطرات یک زمین­شناس » تدوین و تنظیم نموده و آن­را به چهار فرزندش که در ایران متولد شده‌اند و اگرچه سوئیسی‌الاصل هستند ولی ایران را وطن خود می­دانند، هدیه کرده است.
در خاطراتش اشاره‌ای دارد بر اینکه از طفولیت همواره دلش می­خواسته سوار بر شتر شود، زنگ شترها را بشنود، قافله‌ای داشته باشد،‌ از صحراها و کویرها و سرزمین­هایی که برایش ناشناخته‌اند عبور کند و اقوام مختلف را بشناسد و با آنها آشنا و دوست شود.
وی در سال 1950 میلادی (1329 شمسی) از طریق بخش عمران و توسعه سازمان ملل متحد ‌UNDP درخواست کار در الجزایر می­نماید و در تدارک سفر بوده که سرنوشت او را راهی ایران می­کند.
مجموعه نوشتار خاطرات زندگی و شغلی این بزرگ مرد و زمین‌شناس فرهیخته معاصر،‌ جریان آمدنش به ایران، سفرهای صحرایی و کارهای زمین‌شناسی و مطالعاتی او و همکارانش در شرکت نفت و سازمان زمین‌شناسی ایران را دربر می­گیرد. او به شرح سفر به نقاط بکر و دست نخورده و ناشناخته کشور ما می‌پردازد که با کمترین امکانات مسافرت و گذر از بیراهه‌ها، دشت­ها، نمک­زارها و کوه­ها، مطالعات و برداشت­های زمین‌شناسی را انجام داده است.
شخصیت والای انسانی، معرفت، فطرت خوشرویی، دوستی با همکاران و آشنایان خود در ایران از ویژگی­های ذاتی و اخلاقی این دانشمند برجسته زمین‌شناسی است و به حق باید گفت که کمتر فرد خارجی و غیر ایرانی تا این حد به مردم و کشور ما عشق ورزیده است.
در اینجا گزیده‌هایی از متن نوشتار خاطرات دکتر اشتوکلین را به منظور آگاهی بیشتر از خدمات این شخصیت نادر و انسان ارزشمند و با معرفت به زمین‌شناسان و دست‌اندرکاران بخش معدن کشور تقدیم می­کنیم.
دکتر اشتوکلین در ابتدای شرح خاطراتش اشاره‌ای دارد به « چطور شد رهسپار ایران شدم ».
« .... در یک روز زیبای پائیز سال 1949 (1328 شمسی) در شهر بال (بازل) سوئیس به یک دوست قدیمی از دوران تحصیل به­نام فرانسوا برخورد کردم. چند سالی بود همدیگر را ندیده بودیم. با هم به کافه تریای تروپیک برای صرف یک فنجان قهوه رفتیم. از دوران کودکی و نوجوانی، وضعیت شغلی و مجرد بودن و فرصت‌ها و امکان مسافرت به سرزمین­های دور برای تجربه‌اندوزی و رویاهای داشتن قافله و شنیدن زنگ شترها و آشنایی با مسلمانان در بوسنی و ..... گفتگو کردیم.
فرانسوا به نقشه خاورمیانه و شمال آفریقا که بر روی دیوار قرار داشت نگاهی انداخت و گفت تو می­توانی به شمال آفریقا یا خاورمیانه و حتی مغولستان و تبّت بروی،‌ لکن ایران تمدنی بزرگ دارد و اگر به آنجا بروی چه از نظر امنیت بلکه سیاحت و کار تخصصی امتیاز بیشتری خواهی داشت. بالاخره آن اتفاق افتاد که تحقق آنرا بهیچ­وجه نمی‌پنداشتم و سه ماه بعد راهی تهران شدم و پنج ماه بعد از آن سوار بر شتر در بلوچستان .... » .
بعد از ملاقات با دوستش فرانسوا به دکتر هیرشی سرپرست اکیپ مطالعاتی که در بالکان با او بوده تلفن می­زند و موضوع را مطرح می­کند و دکتر هیرشی او را به پروفسور آرنولد هایم Professor ARNOLD HEIM که سوئیسی است معرفی می­کند.پروفسور هایم از زبده‌ترین زمین‌شناسان اروپا در عصر خود بوده که مطالعات و برداشت­های زمین‌شناسی را برای اولین بار در هیمالیا، کوه­های آند از پرو تا شیلی و آرژانتین، آفریقا و گرینلند قطب شمال در سال­های بعد از جنگ اول جهانی (1920 تا 1940) انجام داده و در آن­موقع به خدمت شرکت نفت ایران درآمده و در سال­های 1325 تا 1330 شمسی سرپرستی پروژه مطالعات زمین شناسی ایران برای اکتشاف نفت و گاز را با همکاری سازمان ملل متحد عهده‌دار بوده است.
پروفسور هایم شصت و هفت ساله مطالعات زمین شناسی برای اکتشاف نفت و گاز در مناطق خشکی ایران در جنوب از بندرعباس تا چابهار،‌ نواحی کویری لوت، کویر بزرگ نمک و سمنان و قم را در برنامه کاری‌اش قرار داده و برای این کار دکتر گانسر رئیس پیشین اشتوکلین و دو کارشناس جوان دیگر را نیز به خدمت درآورده بود. وی از تقاضای دکتر اشتوکلین فوراً استقبال می­کند. برنامه رفتن اشتوکلین به الجزایر لغو می­شود و او دو ماه بعد در 29 ژانویه 1950 میلادی (هشتم دی ماه 1329 شمسی) به اتفاق پروفسور هایم راهی ایران می­شود.
« .... با یک هواپیمای داکوتای دو موتوره ملخی به تهران رسیدیم. ابتدا در هتل ریتز RITZ در گوشه شمال­غربی میدان فردوسی ساکن شدم و سپس به اتفاق یک کارشناس سوئیسی دیگر که مهندس برق بود خانه‌ای را در خیابان تخت جمشید آنروز (طالقانی) اجاره کردیم. خیابانی که آن­موقع خاکی بود و آسفالت خیابان­های شمالی تهران تا خیابان شاه­رضا (انقلاب) و میدان فردوسی می­رسید .... ».
اشتوکلین که سوار بر شتر شدن و عبور از کویرها و بیابان­های بلوچستان را در سر داشته است یک­هفته پس از ورودش به تهران برای بخش مطالعات زمین‌شناسی نیمه جنوب شرق در نواحی چابهار، مکران، کوه­های شمالی و شرقی جاسک تعیین می­شود. معاونت و سرپرستی بخش اکتشافات شرکت نفت در آن ­روزها به عهده مهندس باقر مستوفی از مهندسین پیشکسوت شرکت نفت در زمان صدارت دکتر مصدق بوده و اولین همکاران اشتوکلین، مهندس تراز و مهندس فخرایی از زمین‌شناسان شرکت نفت بوده‌اند.
در ابتدا اشتوکلین پس از جمع آوری اطلاعات اولیه برنامه مأموریت عملیاتی گروه خود را برای برداشت­های زمین‌شناسی صحرایی در حاشیه سواحل شمالی دریای عمان از بندرعباس و جاسک به سمت شرق تا چابهار و به سوی شمال در ناحیه بشاگرد و مکران در زمستان سال 52-1951 (1330 شمسی) به اتفاق دکتر هوبر Dr. Heiner Huber  آغاز می­کند.
« .... در سواحل جنوبی ایران با خلیج فارس و دریای عمان هیچ بیراهه و کوره راهی وجود نداشت که بتوان حتی با جیپ از آن گذشت و ما به ناچار بار و بنه خود را با یک کشتی کوچک از بندرعباس به بندرجاسک انتقال دادیم و برای اولین­بار یک دستگاه جیپ صحرایی را سوار بر کشتی نمودیم و آذوقه و تدارکات یک سفر سه چهار ماهه را به همراه بردیم .... ».
در این سفر مهندس فخرایی و مهندس شیمی از زمین‌شناسان آن­موقع همراه او بوده‌اند و کار مطالعه و برداشت­های صحرایی را از دره و رود جنگین در مشرق بندرجاسک آغاز و تا کیایی،‌ حصار، جهلا، سدیج، گتی، ریگ، سورو، درک، کنارک و طیس چابهار انجام می­دهد.
در ادامه کارش برای مطالعات صحرایی کویر مرکزی به ویژه منطقه سیاهکوه، مرنجاب کاشان و سفیدابه،‌ کارشناسان ایرانی مهندس بهادری، مهندس مهاجر و مهندس کلهر او را همراهی کرده‌اند.
          در سال­های اول دهه 30 شمسی اولویت مطالعات زمین شناسی و اکتشاف برای کشف ذخائر نفت و گاز در ناحیه قم و طاقدس البرز بوده و اشتوکلین همراه با حفارهای آمریکائی در این برنامه نقش فعالی داشته است. حادثه فوران و آتش گرفتن چاه نفت شماره 5 البرز در صبحگاه پنجم شهریور 1335 که در حاشیه جاده تهران - قم قرار داشته و برخورد گمانه به لایه­ای تحت فشار زیر گنبد نمکی، اگرچه حادثه­ای ناخشنود تلقی شد لکن نشانه­ای از اثربخشی مطالعات بخش اکتشاف نفت به شمار آمد. بالاخره افسانه فوران این چاه نفت با جریان خاموش کردن آن توسط آتش­نشان معروف آمریکائی میرون کینلی Miron Kinly پس از سه هفته فوران و دود و آتش به پایان می­رسد و دریاچه­ای از انباشت نفت خام به مقدار تقریبی 5 میلیون بشکه در کنار گمانه ایجاد می­شود که از حوادث کاری آن زمان بوده است.
          او در سال 1334 ناحیه گرگان - گنبد، کپه داغ و سپس ناحیه مرزی با عراق در منطقه سومار و نفت­شاه را با همکارش مهندس مهاجر مطالعه می­کند. ضمناً به درخواست شرکت ذوب آهن ایران و به­همراه دکتر هوبر منطقه ذغال­خیز هجدک کرمان را با همکاری زمین­شناسان ایرانی­اش مهندس فخرائی و مهندس دانشور افسر نقشه­بردار سازمان جغرافیائی ارتش که درجه سروانی داشته، برداشت می­کند.
          اشتوکلین در نوشتارش از سال­های 1332 به بعد و مطالعات خود در حاشیه کویر لوت، سفر به شهر متروکه و مخروبه لوت که به شهر ارواح تمثیل نموده و در مسیر راهش بوده است یاد می­کند.
« .... مطالعات زمین­شناسی ناحیه شرقی کویر لوت را ابتدا باتفاق مهندس مدرسی در سال 1337 شروع کردم لکن تهیه نقشه زمین شناسی منطقه را پنج سال بعد با همکاری دکتر افتخارنژاد و دکتر هوشمندزاده به پایان بردیم. کویر لوت واقعاً تابلوئی از زیبائی نقاشی شده طبیعت است .... »
          او منطقه جنوبی طبس تا راور و غرب بیابان­های لوت و بخش نایبند - پروده را با همراهی دکتر مشتاقیان در سال 1339 مطالعه می­کند. « .... اینجا جائیست که مارکوپولو در قرن سیزدهم و سون هدین Sven Hedin جهانگرد سوئدی در سال 1907 میلادی در سفر از کوهبنان به قائن از آنجا عبور کرده بودند. بالاخره به مراد خود رسیدم. در بلوچستان، بشاگرد، مکران، اطراف کویر لوت و نهایتاً در مسیر راه طبس - پروده به بهاباد سوار بر شتر می­شدم و با شنیدن زنگ شترها، قافله­ام به پیش می­رفت. به نقاطی
پای گذاشتم که قبل از من کسی از تپه­ها و کوه­های آن بالا نرفته بود ....
».
          او در سال­های آخر دهه 30 شمسی ناحیه مازندران و فرونشست­های ترسیری و تشکیلات زمین­شناسی نواحی نکاء - ساری و کوهپایه­های البرز را با همکارانش مهندس جعفریان، مهندس بهادری و مهندس علی دیباج مطالعه و برداشت می­کند.
          زندگی خصوصی او در آبان 1336 شمسی شکل دیگری می­گیرد. اشتوکلین با خبر می­شود دختری به نام الیزابت که او را از کودکی در همسایگی خانه پدری­اش می­شناخته، از دانشگاه فارغ­التحصیل شده است. در یک تعطیلات دوره­ای به سوئیس می­رود و وی را به همسری انتخاب و باتفاق او به ایران و بر سر کار شغلی­اش مراجعت می­کند.
          سه سال بعد اولین فرزندش (تبینا) به دنیا می­آید و زندگی­اش در تهران حال و هوای گرم­تری پیدا می­کند و معاشرت او و خانواده­اش با همکاران و خانواده­هایشان بیشتر می­شود تا آنکه .... .
« .... یکی از روزهای گرم مرداد 1340 شمسی بود که با زنگ یک تلفن مسیر کاری من به شکل دیگری دنبال شد. مهندس باقر مستوفی مدیر و رئیس مستقیم من زنگ زد که نزد او بروم. او گفت دولت ما با سازمان ملل توافق­نامه­ای امضاء می­کند مبنی بر این که کلیه مطالعات و اکتشافات زمین­شناسی کشور در سازمانی به همین نام زیر نظر وزارت صنایع و معادن تمرکز یابد و از همکاری بخش عمران و توسعه سازمان ملل UNDP برخوردار باشد. دفتر کل سازمان ملل در نیویورک که در استخدام آنها هستی نیز موافقت نموده که تو با سابقه یازده سال کار در ایران و با شایستگی و رضایتی که به­جا گذاشته­ای، مدیریت بخش زمین­شناسی این سازمان جدید را عهده­دار باشی و با کمک مهندس نصراله خادم رئیس آن، آنجا را سرپا کنی و تشکیلات لازم را سازمان­دهی کنید. من باتفاق نماینده سازمان ملل دیوید اندروز David Andrews و مهندس خادم همراه با دو زمین­شناس جوانمهندس صمیمی و مهندس نبوی، یک مسئول مالی و یک منشی و یک خدمتکار کار خود را آغاز کردیم و به­زودی تیم شکل­یافته و متناسبی از زمین­شناسان ایرانی را دور هم جمع کردیم. صفحه دیگری در فعالیت شغلی من ورق خورد .... ».
اشتوکلین پس از شرح تأسیس سازمان زمین­شناسی کشور آشنائی با محیط جدید کاری خود زندگی­نامه­اش را این­طور ادامه می­دهد: « .... همکاران جدید و عزیزی دور و برم
/ 17 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی

سلام . خوبید. منم زمین شناسی خوندم دانشگاه شاهرود. ورودی 81 بودم. خیلی دوست دارم بیشتر باهاتون آشنا بشم. هر چند که وبلاگ من در مورد زمین نیست ولی بیا بهم سر بزن.

سلام فونت نوشته ها مناسب نیست، از نازنین استفاده فرمایید

ارمین

با سلام اقای شفیع پور چرا کامنت منو چاپ نکردید حقیقت تلخ است نه البته حق دارید چاپ نکنید ما یک ضرب المثل داریم که میگه مشک انست که ببوید نه انکه عطار بگوید ببینید دیگران درباره این اقایان چه میگویند لازم نیست شما از انها تعریف و تمجید و پاچه خواری کنید باز هم میگویم فقط اقانباتی-فیاض-فرقانی و محاری و دیگر هیچ

حمید

اقای شفیع پور عزیز اگر شما با اساتید بزرگ زمین شناسی چون لاسمی-موسوی حرمی-ادابی-قویدل-قاسمی نژاد-کریم پور-یعقوب پور-جعفریان(دانشگاه اصفهان)-خسروتهرانی -شمیرانی -اقانباتی -معین وزیری-فرقانی و ..... درس می داشتید بعد می فهمید چیز هایی که درباره بعضی از این اقایان گفته اید همه اش گزافه گویی بوده است و خودتان از گفتن این کلمات شرمنده میشوید همه این عزیزان دارای مقالات بین المللی در مجلات معتبر دنیا هستند نه دارای مقالات ابکی در مجلات ابکی شما البته کمی جوان هستید ولی برای اینکه دیگر دچار چنان اشتباهاتی نشوید تا دیگران به شما ایراد بگیرند اول اطلاعاتی درباره این افراد در اینترنت جستجوکنید بعد مطلب چاپ کنید هر کدام از این عزیزان دارای یک کتابچه رزومه هستند

ali

salam.hoby?mage u vorodi chandii?manan uni shahrod bodam ham karshenasi va ham arshad vagean alan jae khylyashon khali mesl dr fayazTdr forghaniTostad bozorg aghanabatiIdr mahariTdr motamed,dr mahdizadeh,va zndeyad rezaee . اینم خطالب به اون دوست تقریبا محترم حمید دوست عزیز بهتر یاد بگیریم درباره ارزش های علمی این کشور 1کم احترام قائل بشیم همه اونایی که تو آبکی قلمداد کردی الان استاد تمام هستند و کسایی مثل معتمد و آقانباتی هنور کرسی دار درس توی دانشگاه های معتبر هستنخیلی کوته بین ستی که ایجوری قلمداد کردی.هنوزم برای خیلی از جلسات دفاع که یکی از این استادا توی اون شرکت دارن خیلی از استادا اجازه صبت کردن به خودشون رو در حضور این اساتید به خودشون نمی دن پس لطفا کمی با احترام نسبت به اندوخته های علمی خودمون نگاه کنیم.از حرفات معلوم که هیچ استفاده اخلاقی و علمی از این استادهایی که خودت اسم بردی نکردی چون اونا جور دیگری فکر می کنن.

زینب

سلام دوست عزیز و قدر شناس . من هم به سهم خودم از شما سپاسگزارم که اینگونه از این دانشمند علم زمین شناسی یاد کردید و جلال این استاد را بی پرده تر برای من تشریح کردید . باشد که روزی همه ی ما قدر شناس این بزرگواران باشیم هر چند که از خطه ی این خاک و بوم نباشند . سپاس فراوان .

زمین شناس ناشناس

با سلام خدمت دوست عزیزم پیش قاضی معلق بازی من خودم بیست سال سابقه کار در بخش های مختلف زمین شناسی داشته ام بعضی از این دوستان که شما نام برده اید از نظر اینجانب یک زمین شناس اکادمیک بوده و اینگونه که شما معرفی کرده اید نیستند از بین این دوستان اقایان اقانباتی فیاض وفرقانی و محاری و حسینی نژاداستادند در حرفه خودشون متبحر و مابقی عزیزان اسمش را یدک میکشند

امیر صدیقی

با سلام و تشکر از متنی که تهیه کرده بودید من دانشجوی ورودی 75 زمین شناسی بودم با خوندن متنت یاد او روزا افتادم و باز دلم برا خیلی از کسایی که اسم برده بودی تنگ شد مثل دکتر فیاض دوست داشتنی که اگه زندس امیدوارم خدا همیشه حفظش کنه, دکتر مهاری که ما هم ترم آخر خندشو دیدیم و همیشه از شخصیتش خوشم میومد لطفا اگه شماره تماسی از دکترمهاری دارید لطفا برای من ارسال نمایید باز هم متشکرم

سمیرا آرمودیان

باسلام جناب شفیعی با تشکر از مطلب زیباتون و تشکر از قدردانیتون از اساتید بزرگ زمین شناسی و استادان فوق با خوندن متن زیباتون یا استادهای خوبن افتادم و روزهای خوب دانشجویی واقعا دلم برای استادهای خوبم و دانشگاهمون تنگ شده. من دانشجو79بودم کاش میشد دوباره زیر نظر این استادان بزرگ و نامی در عرصه زمین شناسی ادامه تحصیل میدادم. بازم ازشون کمال تشکر رو دارم.

شاخ نبات

خاک تو سرش با این کتاب نوشتنش،فکر نکرد چه طور برای امتحان باید بخونیم،