تسطیح بیشه ها بگمار و سعی کن هر چه دشواری و عذاب باشد نصیب این اعاجم شود. کاری کن که سنگینی بارها بر دوششان هر چه بیشتر فشار آورد. زیرا که اگر جز این باشد هوای عصیان خواهند کرد.

مراقب باش که این اعاجم هر قدر هم صالح و متقی باشند، بر صفوف جماعت در نماز پیشنمازی نکنند و در نماز جماعت در صف اول قرار نگیرند، مگر آنکه عده اعراب برای تکمیل صفوف کافی نباشد. و هر چقدر هم در فقه و قرآن دانشمند باشند، بر مسند قضا ننشینند. و بر هیچ شهری از شهرهای اسلام والی و یا حاکم نشوند، و در معابر هر قدر هم مقامشان بالا باشد بر عرب هر چند هم پست و فرومایه باشد تقدیر نجویند و در ازدواج حق زناشویی با زن عرب نداشته باشند، اما مردان عرب حق همسری با زنان فارسی را داشته باشند. اینها همه سیاست عمر رضی الله عنه است و عمر شایسته است از امت محمد صلی الله علیه و خاصا از بنی امیه شایسته ترین پاداش را ببیند.

با این همه عمر اشتباهاتی نیز داشت. مثلا می بایست قوانین و نظاماتی به وجود آورده باشد که برای همیشه اعاجم را در برابر عرب ذلیل و خوار نگار دارد. اگر از ایجاد نفاق در میان امت اسلام پرهیز نداشتم، همین امروز مقرر می داشتم که اگر یک عجم ، عربی را بکشد، محکوم به قصاص یا دیه کامل باشد، ولی اگر عربی یک عجم را بقتل رساند از قصاص معاف باشد و دیه را نیز نصف پرداخت کند. بهرحال از هم امروز که این نامه بدست تو می رسد، این عجم ها را هر چه بیشتر ذلیل کن، به آنان توهین کن، آنها را از پیشگاهت دور دار، از آنان در رتق و فتق امور کمک مخواه، و به درخواستها و حوائجشان اعتنا مکن.

از این سخن که بگذریم، بگذار نامه ای را برایت نقل کنم که عمر بن خطاب برای والی بصره ابوموسی اشعری فرستاده بود. در زمانی که تو به سمت منشی حکومت در زیردست این مرد اشعری خدمت می کردی، همراه این نامه ریسمانی به طول پنج وجب بود که هر چه حکایت بود در آن ریسمان بود. زیرا عمر در آن نامه به فرماندار بصره دستور داده بود که بموجب این نامه مردان بصره را احضار کن و در میان آنان از موالی و اعاجم هر کس را که طول قامتش به اندازه این ریسمان رسید گردن بزن. این نامه را ابن ابی معیط خوانده و یادداشتی هم از آن برداشته بود. و بطوریکه نواده او ولید بن عقبه برای من حکایت کرد، ابوموسی اشعری در کار خود درمانده بود که آیا فرمان عمر را اجرا کند یا درباره آن مطالعه بیشتری به عمل آورد. و نیز نقل کرد که چون ابوموسی با تو در این باره مشورت کرد، تو ویرا از اجرای این فرمان بازداشتی و توصیه کردی که فرمان امیرالمومنین عمر دوباره به خودش بازگردانده شود تا شخصاً در فرموده خود تجدید نظر کند. و تو چون به خیال خود غم تیره بختان و بیچارگان می داشتی در پیشگاه خلیفه به التماس درآمدی تا او را از خون اعاجم (ایرانیان) بازگردانی، و بدو گفتی که این قتل عام به نا حق، همه اعاجم را خواهد برانگیخت و همین امیرالمومنین عمر را از عقیده اش بازگردانیدی.

ای برادر، ای زیاد بن ابی سفیان، تو وی را از این کار بازداشتی و ما را همچنان در خطر گذاشتی. لااقل اکنون تا دیر نشده است از خواب غفلت برخیز! تا فرصت از دست نرفته است این اعاجم را از میان بردار و ریشه آنها را بسوزان.

ترجمه فارسی نامه معاویه از متن عربی آن و به نقل از ناسخ التواریخ مورخ الدوله سپهر در صفحات 86 تا 96 کتاب حسن بن علی جواد فاضل در مجموعه دو جلدی تاریخ چهارده معصوم او به چاپ رسیده است.

 

/ 3 نظر / 3 بازدید
رها

سلام دوست عزیز ... متن جالبی بود... همیشه پایدار باشید

رها

سلام دوست عزیز پرسیده بودید که چرا هند ...باید خودتون اینجا بیاین تا حس کنید که چرا اکثر ایرانیها اینجا را انتخاب میکنند...اینجا احساس غربت نمی کنید ...تقریبا فرهنگی نزدیک به فرهنگ ایرانی ها دارند...شاد بودن و آرامش داشتن اینجا اولین حرف را بین مردم می زنه حتی در اوج فقر و تنگدستی...نمی دونم اطلاع دارید یا نه که هند جز شادترین کشور دنیا است ...آداب و سنت های قشنگی دارند...اگر بتوانید چشمتون را روی کثیفی اینجا ببندید , جاهای قشنگ و دیدنی خیلی زیاد داره ... دانشگاههای اینجا مورد تایید دنیاست و اینجا می توانه پل ارتباطی خوبی با کشورهای دیگه باشه .... و ضمن اینکه هزینه تحصیل و زندگی نسبت به کشورهای دیگه اینجا کمتره حتی می توانم بگم نسبت به ایران ...امنیت اجتماعی اینجا در سطح خوبیه ...مخصوصا شهر پونا.....