بررسی رابطه سکانس استراتیگرافی و ارزیابی کیفیت مخزنی , سازند آسماری میدان شادگان

 

مهدیپور, ضرغام ـ امینی,عبدالحسین ـ جعفری, جلیل.۱۳۸۳

بررسی داده های لرزه ای (سه بعدی) نمودارهای چاه پیمایی و مغزه های موجود از سازند آسماری در میدان شادگان منجر به تشخیص سه سکانس اصلی در این واحد رسوبی گردیده است. سکانس 1 دارای دو سیستمتراکت , گستره پیشرونده (TST) در قسمتتحتانی و گستره تراز بالا (HST) در قسمت فوقانی می باشد. سکانس 2 شامل سه سیسیتم تراکت می باشد. این سکانس در قسمت تحتانی شامل گستره حداکثر پایین افتادگی (FRST) , در قسمت میانی شامل گستره پیشرونده (TST) و در قسمت فوقانی شامل گستره تراز بال(HST) می باشد. سکانس 3 در قسمت تحتانی شامل گستره تراز پایین(LST), درقسمت میانی شامل گستره پیشرونده(TST) و در قسمت فوقانی شامل گستره تراز بالا می باشد. پس از بررسی های کیفیت مخزنی با تکیه بر مشخصات سنگ شناسی , تغییرات تخلخل , عوارض اصلی دیاژنز و شدت سیمانی شدن و اشباع شدگی چهار زون مخزنی در سکانس ها مختلف مشخص گردید. نتایج حاصل از تلفیق مطالعات مذکور نشان می دهد که واحدهای رسوبی گسترش یافته در گستره حداکثر پایین افتادگی(FRST) و گستره تراز پایین(LST) بهترین کیفیت محزنی (تخلخل و تراوایی) را در بین زونهای مورد مطالعه دارند. مطالعه حاضر نشان می دهد که با تکیه بر مطالعات سکانس استراتیگرافی (داده های سه بعدی) امکان بررسی گسترش جانبی زونهای مخزنی به خوبی میسر است. بر این اساس بیشترین ضخامت و مناسبترین شرایط مخزنی در شمال و مرکز میدان تشخیص داده شده است.

سکانس استراتیگرافی
پس از بررسی فعالیت های تکتونیکی در طول الیگوسن و میوسن در پلیت عربی و حاشیه جنوبی ایران و همچنین نحوه فرونشینی حوضه آسماری در زمان مذکور و با تکیه بر مشخصات سنگ شناسی قابل درک از روی مقاطع نازک تهیه شده از مغزه ها و خرده های حفاری , نموداره های چاه پیمای و بر اساس تجریه و تحلیل فرم هندس و گسترش واحدهای مذکور در روی داده های لرزه ای تغییرات نوع رخساره در میادین مختلف و میرانحمل ذرات آواری در منطقه سه سکانس اصلی در سازند آسماری به شرح زیر تشخیص داده شد.
سکانس1
این سکانس شامل رسوبات شیلی سازند پابده و کربناتهای آسماری تحتانی می باشد. دریای پابده در زمان پالئوسن بروی شیلهای گورپی شروع به پیشروی کرده و باعث رسوبگذاری پکستون های حاوی گلوکونیت شده که این روند تا اولیگوسن میانی ادامه داشته است. این رسوبات آهکی با توجه به محتویات فسیلی به بخشهای زیرین آسماری نسبت داده شده اند. (Honford, 1993) مجموعه رسوبات شیلی پابده و کربنات های گلوکونیت دار قاعده آسماری را میتوان تحت یک سیستم پیشرونده در نظر گرفت. بر روی این رسوبات پکستونهای با خرده های فسیلی فرامنیفر بزرگ قرار میگیرند که از ثابت بودهن سطح آب و فعالیت جریانهای آشفته حکایت دارند و بیانگر محیط بالای شیب حوضه می باشند (walker, 1982) . ته نشست رسوبات پکستونی با محتوی جلبکی لیتوفیلوم و بایندستونهای مرجانی معرف تغییر شرایط حوضه به محیط کم عمق (حداکثر 10 تا 20 متر) با نور مناسب(Photic zone) می باشد. وجود رسوبات مادستونی کاملاً دولومیتی شده با تخلخل شبکه ای وغاری نشانگر یک محیط سوپراتاتیدال در زمان ته نشین آنهاست. این قسمت از سکانس به یک گستره تراز بالا (HST) نسبت داده می شود.
سکانس 2
قسمت ابتدایی این سکانس با نهشته های مربوط به یک گستره حداکثر پایین افتادگی (FRST) شروع می شود که شامل رسوبات آواری است. وجود رخساره کنگلومرایی با برتری خمیره در آن می تواند نشانگر فعالیت اولیه یک سیستم رودخانه ای در مرحله فرسایشی باشد (Reading, 1986). این رخساره به تدریج به یک رخساره ماسه سنگی دانه متوسط بای مدال با جورشدگی و گردشدگی متوسط تبدیل می شود که فاقد هر گونه سیمان شدگی دریایی است و در بعضی مواقع دارای سیمان هماتیتی نیز می باشد. رخساره ماسه سنگی سازنده ی توالیهای ریز شونده ای است که در آنها شیل های قرمز , سیاه و سبز نیز مشاهده می شوند. با توجه به مشخصات رخساره ای می توان یک سیستم رودخانه ای را برای رسوبگذاری آنه محتمل دانست (Reading, 1986). بالا آمدگی سریع سطح آب دریا و رسوبگذاری کربناتها پایان گستره حداکثر پایین افتادگی(FRST) و شروع گستره تراز پیشرونده (TST) را نشان می دهند. وجود پکستونهای با محتوای فسیلی آرکیاس و پنروپلیس در یک زمینه میکریتی نشانگر یک محیط ساب تایدال است(Tucker, 1982) ادامه این روند و گسترش پکستونهای شیلی و شیل در افقهای بالا نشان از حداکثر گستردگی آب دریا در خشکی (MFS) و پایان گستره تراز پیشرونده(TST) را دارد. بنظر می رسد کاهش عمق حوضه در این مرحله به فعالیت تکتونیکی منطقه مربوط است که منجر به رسوبگذاری پکستون , وکستون و مادستونهای ماسه دار گردیده است. ادامه این روند باعث بیرون زدگی کامل رسوبات کربناته گسترش کارست در آنها و در نتیجه ایجاد مرز سکانس در قسمت بالایی این سکانس گردیده است. این قسمت از سکانس به گستره تراز بالا (HST) نسبت داده می شود.
سکانس3
در قسمت ابتدایی این سکانس یک گستره تراز پایین(LST) قرار دارد که با ماسه سنگ بسیار دانه ریز تا ریز با جورشدگی خوب و گردشدگی متوسط مشخص است. این رسولات فاقد هرگونه آثار فسیلی و سیمان شدگی دریایی می باشند, لذا می توان جریانهای باد را نیز در رسوبگذاری آنها سهیم دانست. با توجه به وجود لایه های آهکی در بین این افقهای ماسه سنگی بنظر می رسد رسوبگذاری در یک محیط ساحلی انجام گرفته است. بالا آمدگی آرام سطح دریا و تبدیل محیط ساحلی به شرایط لاگونی نشان گر پایان گستره تراز پایین(LST) و آغاز گستره پیشرونده(TST) می باشد. رسوبات این گستره شامل پکستون با محتوی میلیولیدا, پلت با جداره های میکریتی شده و یک خمیره آهکی می باشد. در زمینه این پکستونها آثاری از فعالیتهای زیستی مشاهده می گردد. ذرات ماسه دانه متوسط نیز در آن مشاهده می شود که مجموعه این علائم گویای ته نشست این رسوبات در یک محیط لاگونی می باشد که تحت تاثیر رسوبات آواری بسیار اندکی بوده است(Wilson.1976) . با ادامه بالا آمدگی آب دریا رسوبگذاری رسوبات شیلی در حوضه اتفاق افتاده این رسوبات نشانگر پایان تراز پیشروده (TST) و تبدیل آن به گستره تراز بال (HST) می باشند. بنظر می رسد که سطح آب محیط های لاگونی پس از مدتی روبه اهش گذاشته که این امر را میتوان مرتبط با آخرین فازهای تکتونیکی دریای سرخ و خلیج عدن در اوایل میوسن دانست که باعث برخورد پلیت عربی با ایران مرکزی شده اند(Muzzull, 1991) ادامه این فعالیتهای تکتونیکی باعث تبدیل محیط های لاگونی به سابخایی و قاره ای گردیده است که در آنها توالی وکستون , مادستون دولومیت و انیدریت رسوبگذاری کرده اند. این قسمت از سکانس به یک گستره تراز بالا (HST) نسبت داده می شود.
زون بندی مخزنی
با استفاده از روشهای پتروگرافی مشخصه های اصلی سنگ شناسی , انواع تخلخل و فرایندهای اصلی دیاژنز مورد بررسی قرار گرفت . متداولترین تخلخلها شامل تخلخل بین دانه ای , بین بلوری , شکستگی و شبکه ای می باشد. فرایندهای دیاژنز در سازند آسماری شامل گسترش انواع سیمانها نظیر کلسیت و دولومیت , انحلال و تراکم می باشند. با استفادهاز داده های چاه پیمایی تغییرات تخلخل و اشباع شدگی در بخشهای مختلف بر روی نمودارهای نوترون , گاما و مقاومت الکتریکی مورد بررسی قرار گرفت. محاسبه تخلخل و اشباع شدکی از روی روابطNCSH*VSH) NC-( NSH- وRW/Rt]1/n×N sw=[a/ صورت گرفت (Asquith, 1989) (جدول1).


شکل (1)

 


شکل (2)

انواع سیمانها نظیر کلسیت و دولومیت، انحلال و تراکم می باشند. با استفاده از داده های چاه پیمانی تغییرات تخلخل و اشباع شدگی در بخشهای مختلف بر روی نمودارهای نوترون، گاما و مقاومت الکتریکی مورد بررسی قرار گرفت. ). (جدول 1)


شکل 2-ادامه

 


شکل (3)

با تکیه بر مشخصه های اصلی سنگ شناسی , نوع تخلخل , شدت سیمان شدگی و اشباع شدگی سازند مورد مطالعه به 6 زون تقسیم گردیده است (جدول1)


جدول (1)

مطالعات لرزه ای
بعد از تعیینزونهای مختلف مخزنی بررسی گسترش آنها از اهم مسائل مطالعات مخزنی میباشد(Hart, 1999). برای تفسیر زونهای مختلف باید افقهای مورد نظر در روی داده های لرزه ای تعریف گردند. به همین منظور ابتدا افقها در روی داده لرزه ای در محل چاه های موجود مشخص گردیدند و با استفاده از روشهای (ASAP. Autotrac) تفسیر شدند (شکل4). پس از تعیین افقهای مختلف لرزه ای با توجه به اختلاف زمانی که بین بالا و پایین زونهای لرزه ای وجود دارد می توان تغییرات ضخامت لایه ها را در کل منطقه بدست آورد. در مطالعه حاضر با تکیه بر روشهای فوق الذکر گسترش زونهای اصلی سازند آسماری مطابق شکلهای 5 تا 6 بدست آمده است.


شکل (4)

 


شکل (5)

 


شکل (6)

 

 
 
نتیجه گیری:
     سازند آسماری یک سازند هتروژن متشکل از رخساره های کربناته و آوری است که رخساره های کربناته عمدتاً دارای تخلخل بین بلوری , حفره ای و قالبی هستند, تخلخل این رخساره ها تحت تاثیر فرایندهای متعدد دیاژنزی مانند سیمان شدگی , انحلال و تراکم قرار گرفته و به شدت کاهش پیدا کرده است. رخساره های کربناته سازنده اصلی زونهای 1 . 3. 4. 6 می باشند که هیچکدام از آنها موقعیت مخزنی قابل توجه ندارند. این رخساره ها در شرایط گستره تراز بالا و پیشرونده تشکیل شده اند. اما رخساره های آواری عمدتاً دارای تخلخل بین ذره ای هستند و کمتر تحت تاثیر فرایندها ی دیاژنز قرار گرفته اند. رخساره ها آواری اغلب به صورت نهشته های سست هستند و سازند اصلی زونهای 2,5 هستند (جدول1). این زونها دارای کیفیت مخزنی نسبتاً خوبی هستند. رخساره آواری در شرایط گستره تراز پایین (LST, FRST) تشکیل گردیده اند. به نظر می رسد شرایط حاکم بر محیط رسوبگذاری عامل اصلی و اولیه کنترل کننده کیفیت مخزنی بوده است. بر این اساس واحده های گسترش یافته در گستره های تراز پایین (آواری) از کیفیت مخزنی خوبی برخوردارند. ولی در افقهای کربناته , فرایندهای دیاژنتیک عامل کنترل کننده شرایط مخزنی بوده اند.
   بررسی های پتراگرافی و چاه پیمایی نشان می دهد که زونهای 2 و 5 سازند آسماری از کیفیت مخزنی خوبی در میدان شادگان برخوردار هستند. این زونها در قسمتهای شمال غربی و مرکزی میدان دارای بیشترین ضخامت هستند. لذا بر اساس مطالعه حاضر بهترین شرایط مخزنی زون2 در اطراف چاههای2و1 (قسمت مرکزی میدان) و برای زون 5 در اطراف چاه8 (قسمت شمال عربی میدان) پیش بینی می گردد.
 
منابع:
     Asquith, 0., 1989, well logs for geologists. A.APG, 73 ,21-35.
   Hart, s., 1999, Definition of subsurface stratigraphy and rock properties from 3D seismic data. Earth Science Reviews, 4’7,.pp 189-218
   Flonford, G. R., 1993, Carbonate depositional sequence system tract, response of carbonate platforms to Relative sea level change .AAPG. Mem # 57, 3-47.
   Reading, H. G., 1986, Facies in sedimentary environment and faciese Black well scientific, 55Opp.
   Tucker, M.E. ,1999, Sedimentry petrology. Black well.350pp.
   Walker, R. 0., 1992, Facies models. GAC, 4O9Ppp.
   Wilson, R. ,1976, Carbonate facies in geological Hstory. Springer verlag, berlin, 471pp.
   
  
/ 0 نظر / 21 بازدید