گرگ بیابون

سلام دوستان/من برگشتم، رفته بودم عملیات صحرایی پایان نامم ،خیلی سخت بود،هوا گرم بود دیگه همه داشتن می سوختن ، لشگریان عبید اله! توی خیمه ها نیشسته بودن از فرط گرما همدیگرو خنک می کردن!میکه هوا گرم بووووووود!غوغا بود!طوفان بلا همه جا رو ترکونده بود!مسیر ها صعب العبور فرصت کم،عملیات صحرائی رو واقعا سخت کرده بود.

اما همینجا بود که از دور دو تا اسب سوار سفید که یه لباس کاملا مشکی هم تنشون بود!سوار بر اسب!پیتیکو پیتیکو اومدن سمت خیمه ها!اونا کسی نبودن جز حبیب و مجید که از لیسانس دوست جون جونی اییم.

لازمه یه توضیح کوچولو بدم واسه دوستان غیر زمین شناس

اکثر سنگ های رسوبی(که اونا رو خیلی راحت از رو لایه بندی شون میشه شناخت در یک محیط رسوبی آبی،از رودخونه گرفته تا ساحل و مناطق عمیق تر بر اثر فرآیند ته نشست بوجود اومدن که بعدا تحت تاثیر فرایندهایی تبدیل به سنگ سخت شدن که در صفحه دیاژنز کاملا تو ضیح دادم و بعداچین خورده و بالا اومدن و کوه رو بوجود آوردن.

ذر حقیقت با شناخت این لایه ها که روی هم قرار گرفتن میشه پی به محیط رسوبگذاری اون سنگ ها  و همچنین عناصر و پتانسیل های اقتصادی که دارن برد(مواد معدنی،ذخایر آب و هیدروکربوری و ...).

ما از قاعده سازند مورد نظر(به مجموعه سنگ هایی که خصوصیات مشابه دارند و در یک محیط مشخص تشکیل شدند) شروع می کنیم و به طور متوسط هر ٣ متر یک ایستگاه یا استیشن در نظر می گیریم،جی پی اس میزنیم،شیب و امتداد لایه، شیب تو پو گرافی،و ضخامت ظاهری ،در نهایت ضخامت واقعی لایه،نمونه برداری برای کار آزمایشگاهی و برداشت نمونه های فسیلی، عکس، تفسیر زمین شناسی محل مورد نظر،برش زمین شناسی ،علامت گذاری ایستگاه و تهیه ستون چینه شناسی، و این کارارو در هر استیشن انجام میدیم و عمود بر امتداد لایه ها حرکت می کنیم تا لایه هارو کامل ببینیم،کوهنوردی توی مرداد ماه اصلا کار جالبی نباید باشه اما عشق کشف اسرار مارو کشید اون بالا،و عالی کار کردیم، یعنی فکر نمیکنم کسی بهتر ازین بتونه اونجا کار کنه،این مدت اونجا یه خونه کرایه کردیم، و پای دهنه دره ای که کار می کردیم یه آغل بود که کنارش یه قنات داشت که آبش یخ بود،واقعا که آب چه نعمتیه توی اون بیابون- و واسه ناهار اونجا میومدیم-به علت گرما از ٨صبح تا ١ کار می کردیم و میومدیم توی آغل!تا ۵ دوباره می رفتیم بالا تا ٨.٣٠ که هوا تاریک می شد سرازیر میشدیم پایین،برام یه سوال بزرگ ایجاد شده که خانوما چطور می تونن اینجور جاها کار کنن؟ما ٣ تا جون سخت بودیم که قبلا زیاد کار صحرایی انجام دادیم،روز آخر که وسایل و جمع کردیم که بیایم پاهام می لرزید!نمیتونستم کلاچ و ترمزو راحت بگیرم، سوار که شدیم بیایم حبیب گفت پاهات خوبن؟گفتم آره چطور؟گفت پاهای من وقتی وامیستم می لرزن!تا آزاد شهر که اومدیم دیگه پاهام خوب شده بودن،و به این کار بزرگ افتخار میکردیم!٣ تائی با هم.

/ 6 نظر / 3 بازدید
مهشید

خسته نباشی... بسیار سفر باید تا پخته شود خامی/ صوفی نشود صافی تا در نکشد جامی امیدوارم نمره خوبی هم بگیری.

سلام.ممنون از وبلاگ قشنگتتون

لیلا

سلام منم چینه میخونم کارای صحرایی روانجام دادم خیلی هم جاش بدبود خانمهاهم خیلیاشون خوب میرن بالا ازکوه وکمر.یکیش خودمن موفق باشید[عینک][ناراحت]

لیلا

راستی من توکارای صحرایی پیشونیم سنگ خوردشکافت! ازاین بلاهاتوکارمازیادسرمون میاد.ولی اشکال نداره مهندس!میشیم یادمون میره[قهقهه]

لاله

سلام ...خدا به خیر کنه یعنی این همه سختی در راه یک زمین شناس هست...توکل به خدا ما راهمان را ادامه می دهیم