آمیزه های رنگین: آیا فرآورده دیاپیریسم است؟

متن اصلی:
     بررسی های زمین شناسی سیستماتیک آمیزه های رنگین کلاسیک در مکران ایران که بوسیله سازمان زمین شناسی کشور انجام شده است همسانی ساختاری شگفت انگیزی را با دیاپیرهای شیل و نمک نشان داده است، بویژه، گنبدهای نمکی تیپ هرمز که بلوک های " بیگانه ای " را با خود حمل کرده است. در حقیقت گاه در گذشته، دیاپیرهای هرمزو کمپلکس آمیزه های رنگین با یکدیگر اشتباه گرفته شده اند.
در آمیزها، یک توده پلاستیک همچون شیل، رس ، یا سرپانتینیت نقش نمک را در دیاپیرهای نمک بر عهده دارند. یک همسانی مهم میان آمیزه رنگین و دیاپیرهای بلوک دار در این واقعیت است که شما زیادی از بلوک ها در هر دو بیگانه (اگزوتیک) نیستند بلکه همزاد با توده پلاستیک می باشند و این بلوکها در آغاز بصورت میانلایه های رسوبی یا شیل های نفوذی و دایک هایی در محیط پلاستیک بوده اند و همراه با آن بسوی سطح برده شده و ضمن حمل شدن بسوی بالا قطع و جدا گردیده اند. ساختار آمیزه های رنگین، مانند ساختار دیاپیرهای نوع هرمز بصورت ترکیبی از روان شدگی و پیچ و تاب محیط پلاستیک با در هم ریختن آشفته بلوک ها، بوده ، در حالیکه تغییر شکل خود بلوک ها هم بسته به لیتولوژی آنها به حالت پلاستیک یا شکننده صورت گرفته است. نبود کلی جهت یافتگی بجز رخ عمودی که بندرت دیده می شود، امری مشخص است، برخلاف باور همگانی کمپلکس های آمیزهای رنگین الزاما نمودهای خطی یا کشیده نیستند بلکه بیشتر بشکل توده ای بریده و جدا از هم با مرز نامنظم که گاه تقریبا دایره ای یا تخم مرغی است می باشند، این توده ها بگونه ای ناهمساز در سازندهای فراگیر رخنه کرده اند درست بهمانگونه که گنبدها در استانهای گنبد – نمکی عمل می کنند، این واقعیت ها بر علیه فشارهای جانبی یک سویه می دهند، بنابراین، برخلاف باور به یک وابستگی زایشی آمیزه ها با تکتونیسم  فشاری می باشند، برخی آمیزه ها در مکران تنها سازندهای کم تغییر شکل یافته نئوژن را می شکافند و در این صورت همانند دیاپیرهای شیل میباشند که با اشغال وضع تاقدیس های باریک، و راستاهای نامنظمی ناودیس های کم شیب پهن را از هم جدا می سازند.
آمیزه های  رنگین بگونه ای مشخص همراه با محیط های سراشیب قاره ای دریای ژرف (اقیانوسی) می باشند که ، در یک ناحیه معین، نشان دهنده یک فاصله زمانی معین می باشند.
بلوک های بیگانه (اگزوتیک) واقعی با رخساره های متفاوت و بیشتر بگونه ای چشم گیر کهن تر، که دارای یک خاستگاه بیگانه و خارجی می باشند، کمیاب نیستند. همانند دیاپیرهای نمک، باید میان سن سنگهای سازنده و زمان جایگیری دقیقا تفاوت قایل شد، در حالیکه مورد اخیر همچنین زمان در هم شکستن و تقسیم به بلوکها و بهم ریختگی آنها است (زمان تشکیل آمیزه) هر دو ممکن است فاصله زمانی چشم گیری داشته باشند. صرف نظر از بلوکهای اگزوتیک پراکنده قدیمی تر، آمیزه های مکران تشکیل گردیده اند از سنگهایی که سن آنها از ژوراسیک پسین تاتریسر میانی است با چیرگی مواد کرتاسه بالایی در آنها، در حالکه تشکیل آمیزه در پایانی  ترین زمان کرتاسه یا پالئوسن آغاز گردید و حداقل تامیوسن بدر از انجامید. در دیگر بخش های آسیا، آمیزه هایی از زمانهای گوناگون فانروزوئیک و حتی کهن تر شناخته شده است. برای مثال در ناحیه تووادرسیبری جنوبی  آمیزه هایی که تشخیص لیتولوژی و ساختار آنها از آمیزه های رنگین مکران به دشواری میسر است در پرکامبرین پسین تا کامبرین زیرین تشکیل گردیده است.
روبارهای کلفت از فلیش ها و نهشته ها مولاس که به سرعت انباشته شده اند باید عامل بزرگی در فرآیند دیاپیرگونه خروجی تشکیل آمیزه در مکران بوده باشند. از دید نویسنده آمیزه رنگین  و به اصطلاح آمیزه های رسوبی و واحدهای جابجا شده در مکران اساسا پدیده های متفاوتی نیستند بلکه تنها گامه های گوناگونی در یک فرایند پیوسته (یا تکراری) از فرآیند دیاپیریسم هستند، که درگامه های بعدی یا پسین (و پیشین؟) با پراکندگی وزنی مواد بلوک به شکل الیستو ستروم ترکیب شده اند. سفره پیش از ریف مراکش مثالی است بسیار مستند از ترکیب دیاپیریسم و تشکیل الیستوستروم که مقایسه با برخی آمیزه های رسوبی مکران را امکان پذیر می سازد.

 نویسنده دکتر یوان اشتوکلین- 1369 سمپوزیوم دیاپیریسم  

/ 0 نظر / 17 بازدید