باز کن پنجره را

 

باز کن پنجرهها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند کوچه یکپارچه آواز شده است و درخت گیلاس هدیه جشن اقاقی ها را گل به دامن کرده ست باز کن پنجره ها را ای دوست هیچ یادت هست که زمین را عطشی وحشی سوخت برگ ها پژمردند تشنگی با جگر خاک چه کرد هیچ یادت هست توی تاریکی شب های بلند سیلی سرما با تاک چه کرد با سرو سینه گلهای سپید نیمه شب باد غضبناک چه کرد هیچ یادت هست حالیا معجزه باران را باور کن و سخاوت را در چشم چمنزار ببین و محبت را در روح نسیم که در این کوچه تنگ با همین دست تهی روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد خاک جان یافته است تو چرا سنگ شدی تو چرا اینهمه دلتنگ شدی باز کن پنجره ها را و بهاران را باور کن

/ 2 نظر / 13 بازدید
نانی آزاد

تنها برای اینکه بدانی آمدم خواندم رفتم آسمان به حال من می گرید ولی ایکاش خود به حال خود می گریستم تا بغض آتشین گلویم خاموش گردد ولی انگار نه! همچنان با سکوت خود آتشی به پا کرده ای چرا نجوایی نمی آید آه! سکوتت را بشکن[گل]

راحیل

سلام سال نو مبارک .................................................................. بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است بر طرف چمن روی دلفروز خوش است از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست خوش باش ومگو ز دی که امروزخوش است [چشمک]