تکتونیک و ساختارالبرز شرقی و البرز مرکزی

                                                

تکتونیک و ساختار البرز شرقی و البرز مرکزی

خلاصه
منظومه کوهزایی البرز :


منظومه کوهزایی البرز در شمال ایران که به شیوه ای خمیدهبرای مسافتی در حدود 2000کیلومتر از قفقاز صغیر در جمهوریهای ارمنستان و آذربایجاندر غرب تا کوههای پاراپامیسوس در شمال افغانستان در شرق کشیده شده است یک دستگاهچند کوهزایی (p olyorogenic) سوار شده بر یکدیگر است که حاصل کوهزاییهایسیمرین(Cimmerian) و آلپاین(Alpine) به حساب می آید.

موقعیت تکتونیکی:

مرز شمالی البرز زمین درز پالئوتتیس(PaleoTethys sutur zone) است.اینمحدوده حاصل تصادم میان پوسته قاره ای البرز با قطعه لیتوسفری توران در اواخر تریاساست و با مجموعه های افیولیتی دگرگون شده و نیز بقایای رسوبات عمیق دریایی دگرگونشده متعلق به اقیانوس پالئوتتیس که در طول این محدوده مفصلی یافت می شوند متمایز میشود.در بسیاری از جاها زمین درز پالئوتتیس با ورقه هایی از سنگ هایی که به وسیلهروراندگی های جوانتر (ترشیاری) از شمال به جنوب تغییر مکان یا فته اند پوشیده شدهاست.اما هر جا که در ملا دید قرار دارد به وضوح عناصر تکتونیکی قطعه توران را ازعناصر چینه تکتونیکی البرز جدا می سازد.در طول این زمین درز البرز با دو بخش کاملامتفاوت از قطعه توران مواجه است.

در قسمت شرقی،البرز در تماس با بخشی از قطعهتوران قرار دارد که به آن کپه داغ گفته می شود.
در قسمت غرب،البرز با فرورفتگیخزر (South Caspian Deprresion) در تماس است که حوضه ای است فرونشسته با ویژگیهای خاص خود.

درقسمت جنوب شرقی،پیکره ایران مرکزی است که در تماس با البرز قراردارد. محدوده مفصلی میان بلوکهای ایران مرکزی و البرز در این قسمت با وجود مجموعههای افیولیتی،از جمله افیولیت سبزوار،تکتونیسم ترافشارشی(Transpressional) که بهوجود آورنده گسلهای امتدادلغزراست بر (Right lateral) طویل بوده است متمایز میگردد.این مرز، مرزی از نوع ترانسفورم (Transform) در نظر گرفته شده که با پیدایشحوضه های انبساطی (P ull apart)همراه بوده است و در طول پیکره ایران مرکزی از اواسطمزوزوئیک تا اواسط سنوزوئیک در جهتی خلاف عقربه ساعت دوران کرده است.

به سمت غربو شمال غربی،البرز به مجموعه ماگمایی ارومیه ـ دختر متصل شده است.مجموعه ارومیه ـدختر دراین قسمت خود از مجموعه ای ماگمایی تشکیل یافته است که حاصل فرورفتن پوستهاقیانوسی نئوتتیس (NeoTethys) طی ادوار کرتاسه و ترشیاری است.مرز میان این مجموعهماگمایی با البرز، مرزی است بسیار مشخص که با وجود گسلهای عمیق و تقریبا قائم(مثلاگسل تبریز) متمایز می شود.در کنار هم قرار گرفتن البرز و مجموعه ماگمایی ارومیه ـدختر به تصادمی نسبت داده شده است که در اوایل سنوزوئیک،به دنبال فرو رفتن پوستهاقیانوسی حوضه پشت مجموعه ماگمایی ارومیه ـ دختر(back – arc basin) به زیر قسمتغربی ـ جنوب غربی پوسته قاره ای البرز، میان مجموعه ماگمایی ارومیه ـ دختر والبرزانجام گرفته است.در طی این حادثه،قسمتهایی از البرز به صورت نپهایی از البرز جداگشته و به سمت جنوب غرب رانده شده اند و اینک در کنار مجموعه ماگمایی ارومیه ـدخترقرار گرفته اند.مثل سنگهایی که کوههای سلطانیه را تشکیل می دهند.

کپه داغ:

حاشیه جنوبی قطعه لیتوسفری توران را کپه داغ تشکیل می دهد.این قطعه ازمجموعه پی سنگی تشکیل می شود که به قبل از ژوراسیک تعلق دارد.این مجموعه پی سنگی باساختمانهای بسیار پیچیده اش در پنجره فرسایشی آق دربند در ملا دید قرار دارد.قدیمیترین سنگها را در این مجموعه طبقات پالئوزوئیک فوقانی (دونین فوقانی و جوانتر)تشکیلمی دهد که عمدتا ولکانی کلاستیک همراه با لایه هایی از سنگهای آهکی هستند. اینسنگها به سن تریاس هستند.مشابه چنین تجمعهایی از سنگهای آذرین بیرونی (همراه باسنگهای آذرین درونی)هم در طرف شرق،یعنی شمال افغانستان و هم در سمت غرب،یعنی در شبهجزیره کراسنودسک (حاشیه شرقی دریای خزر) مشاهده است.کازمین،سنگهای آذرین بیرونیمتعلق به تریاس را که در شمال افغانستان ،پنجره فرسایشی آق دربند و در شبه جزیره کراسنودسک دیده شده اند همراه با سنگهای آذرین هم سنی که در قفقاز بزرگ شناخته شدهاند به یکدیگر متصل دانسته و پیشنهاد یک مجموعه ماگمایی را در حاشیه جنوبی قطعهتوران در تریاس داده است.این مجموعه ماگمایی به وسیله بعضی از محققین حاصل فرورفتنلیتوسفر اقیانوسی پالئوتتیس به زیر پوسته قاره ای توران در نظر گرفته شدهاست.
عناصر ساختاری کپه داغ را چینها و گسل هایی تشکیل می دهند که نسبتا سادهاند. گسلها اغلب یا از نوع عادی(Normal)یا از نوع امتددلغز(Strike-Slip) هستند.میزان جابه جایی در روی گسل ها از چند صد متر تجاوز نمی کند.چینها غالبا ازنوع قائم و پریکلین ( Pericline) هستند. ویژگی حائز اهمیت در مورد چینها زاویه بیندو یال آنهاست.هر چه به مرز میان کپه داغ و البرز نزدیک تر شویم زاویه دو یال کمترمی شود.این امر که تغییرات ساختاری بیشتری را در نزدیکی زمین درز نشان می دهد هر چهبه سمت شمال از زمین درز دور شویم معکوس می شود. یعنی چینها یال های بازتری را بهنمایش می گذارند که خود دلیلی بر کاهش شدت تغییرات ساختاری است.در نزدیکی مرز ایرانبا جمهوری ترکمنستان،طبقات رسوبی تقریبا به صورت افقی هستند و عدم تاثیر حرکاتتکتونیکی را گواهی می دهند.
اشتوکلین درمنطقه چینهایی بلندونامتقارن را معرفیکرده که مشابه ساختارهای زاگرس هستند ودر آخرین حرکات کوهزایی آلپاین به وجود آمدهاند. چینهای کپه داغ شمالی ترین زون کوهزایی آلپاین در ایران است که از شمال به سپرتوران محدود می شود.

حوضه خزر جنوبی:

در دامنه های شمالی البرز مرکزی و دامنههای شرقی البرز غربی،حوضه خزر جنوبی (S outh Caspian Deprresion) به صورت یکفرورفتگی چشمگیرکه به وسیله گسلهای نرمال با میزان جابه جایی زیاد محاط شدهاست،قرار دارد.این حوضه که در حاشیه جنوبی قطعه توران واقع شده یک حوضه درون قارهای به حساب می آید.پوسته آن از نوع اقیانوسی است به این معنی که پی سنگ آن را عمدتابازالت هایی تشکیل می دهند که احتمالا ضخامتشان در حدود 10کیلومتر است (با سرعتامواج P در حدود 8/6تا 7 کیلومتر در ثانیه).این 10کیلومتر ضخامت از پی سنگ پوسته بهوسیله رسوبات جوانی که سنشان از کرتاسه میانی تا عصر حاضر است و ضخامتشان نزدیک به 15تا20هزار متر می رسد و عمدتا از سیلیسی کلاستیکهایی چون شیلها،شیلهای کربناته وماسه سنگها تشکیل یافته،پوشیده شده است.
تفسیرهای گوناگونی برای چگونگی تشکیلحوضه خزر جنوبی پیشنهاد شده است.بعضی از زمین شناسان این حوضه را بسیار جوان (شکل گرفته در اواخر میوسن یا حتی پلیوسن ،موراتو1972) می دانند.بعضی دیگر آن را قدیمیتر،به صورت بقایای پالئوتتیس در نظرگرفتند(سوروختین1970،اشتوکلین1974،وارداپتیان1981).بعضی پیشنهاد کرده اند که اینحوضه حاصل اقیانوسی شدن پوسته قاره ای( Oceanitization) است(یانشین1980) و کسانی دیگر آن را حوضه ای حاصل از فشرده شدن پوسته( Compressional Depression) میدانند(بربریان1983).کسانی نیز هستند که آن را یک حوضه انبساطی در پشت کمان ماگمایی ( back-arc basin)دانسته اند(آدامیا1974،زوننشاین و پیکون1986).مشاهدات تکتونیکمنطقه و تکامل تکتونیک سیستم کوهزایی آلپ ـ هیمالیا نشان می دهد که این حوضه بهاحتمال زیاد به صورت یک حوضه ;aکششی جدایشی و در نتیجه فعالیت گسلهای امتدادلغز دربرش ساده ( Simple shear) و در رژیم ترافشارشی (Transpressional) در پشت کمانماگمایی البرز به وجود آمده است.این نکته که این حوضه حاصلی است از فعالیت گسلهایامتدادلغز،سالها قبل از طرف آپولسکی پیشنهاد شده است.شنگور با بحث در زمینه تکتونیکمنطقه ای سلسله جبال قفقاز نظر آپولسکی را مورد تایید قرار داده است.

مکانیسم پیدایش حوضه خزر جنوبی:

-1گسلهای امتدادلغز چپ بر پس از مدتی از فعالیت منجر بهپیدایش گسلهای عادی می شوند.

-2 ادامه حرکت چپ بر روی گسلهای امتدادلغز باعثانبساط پوسته از طریق فعالیت گسلهای عادی می شودکه به پیدایش حوضه های کششی جدایشیمی انجامد.


مجموعه ماگمایی البرز:

در البرز مرکزی،سنگهای ماگمایی سنوزوئیک چه درونی و چه بیرونی بیشتر از انواع کالک آلکالن و شوشونیتی،کمربند خطیخمیده متمایزی را تشکیل می دهند. به سمت شرق،در سمت جنوب البرز شرقی نیز سنگهایآتشفشانی آندزیتی که در سنوزوئیک تشکیل شده انددیده می شود.لیکن ملاحظات تکتونیکی منطقه و مطالعات ژئوشیمیایی بر این امر گواهی می دهند که این سنگها احتمالا دنبالهشمال غربی سنگهای ماگمایی آلکالین محدوده کوهزایی شرق ایران و از نظر تکتونیکی درارتباط با آنها هستند و هیچ ارتباطی با مجموعه ماگمایی البرز ندارند.بنابراین حدشرقی مجموعه ماگمایی البرز حول وحوش شهرستان سمنان در البرز مرکزی در نظر گرفته میشود.
ویژگیهای رسوبی که در بعضی از قسمتهای اجزائ ولکانی کلاستیک و پیروکلاستیکاین مجموعه مشاهده شده است نشان می دهد که این سنگها به طور عمده و نه تماما،در یکمحیط دریایی راسب شده اند. طبقه بندی مدرج(graded bedding)،لامیناسیون پیچ درپیچ(convolute lamination)،ساختارهای حاصل از غلطیدن رسوبات (s lamp structures) کهدر این سنگها به فراوانی دیده می شوند موئد این نکته اند که جریانهای آبی توربیدیتینقش عمده ای را در تکامل رسوب شناسی این سنگها ایفا کرده اند.اولیستوسترم ها وبادبزنهای زیردریایی(sssubmarine fans) شاهدی بر جریانهای آبی حامل مواد کلاستیک بهمثابه عامل نقل و انتقال مواد رسوبی هستند.بنابراین بخش بزرگی از مجموعه ماگماییالبرز در یک محیط مغاک اقیانوسی(o ceanic trench) و یا بالاآمدگی قاره ای (continental rise) در پای یک سرازیری قاره ای (continental slope) انباشته شده استکه در جبهه یک مجموعه فعال آتشفشانی (volcanic arc) قرار داشته است. این مجموعه طیسنوزوئیک بر دامنه های غربی البرز مرکزی و غربی شکل گرفته است.این مجموعه در گذشته (پالئوژن)پهنایی به مراتب بیشتر از پهنای امروزی خود داشته است.کوتاه شدگی ( shortening)حاصل گسلش (روراندگی)پهنای آن را به پهنای امروزی تقلیل دادهاست.


سنگهای دگرگونی در منظومه البرز:

یکی از مجموعه های دگرگونی،مجموعه ایاست که به آن شیستهای گرگان گفته شده است و شامل مجموعه ای از سنگهاست که به شیوهای بس تنگاتنگ و در هم پیچیده با یکدیگر چین خورده و گسلیده اند.
مجموعه دیگر دردامنه های شمالی کوههای بینالود از غرب مشهد (به سمت جنوب شرقی )تا شمال غربی تربتجام در ملا دید قرار دارندو در آن سه نوع سنگ از یکدیگر قابل تمایزند:

1-  دسته اول را مجموعه ای از افیولیتها تشکیل می دهند.

-2دسته دوم رسوبات نواحی عمیقاقیانوسی و از نوع توربیدایتها هستند.

3- دسته سوم سنگهای آتشفشانی از نوع توفها و لاپیلی توف ها هستند.

همگی این سنگها تحت شرایط حرارت و فشار درجه پایینشیست سبز دگرگون شده اند و سطوح تماس هر یک با دیگری از نوع راندگی است. سنگهای اینمجموعه بخشی از یک مجموعه فزاینده (accretionary complex) هستند که در ارتباط بافرو رانده شدن(subduction) پوسته اقیانوسی پالئوتتیس به زیر قطعه لیتوسفری توران درزمان قبل از ژوراسیک به وجود آمده و به روی پوسته قاره ای البرز فرارانده(obduction) شده اند.
مجموعه دیگر در نزدیکی شاندرمن (جنوب غربی رشت) قراردارد.این مجموعه از لایه های متناوبی از فیلیت ها،اسلیت ها،شیست های فیلیتی و گنایسهای شیستی تشکیل می گردد که به شدت تحت تاثیر برش(shearing) قرار گرفته اند و باورقه کم وسعت و نازکی از پریدوتیت های دگرگون شده همراهند که خود باز به شدت تحتتاثیر برش قرارگرفته و سرپنتینی شده اند.سنگهای این مجموعه با فشار و حرارت درجهمتوسط رخساره شیست سبز دگرگون شده اند. سنگهای دگرگونی شاندرمن بسیار شبیه اجزایاسلیتی و فیلیتی و شیستی بقایای پالئوتتیس البرز شرقی هستند.بنابراین سنگهایدگرگونی شاندرمن اجزایی از حوزه اقیانوسی پالئوتتیس به حساب می آیند که به هنگامتصادم سیمرین بر روی لبه آرام ( passive margin) البرز رانده شده اند.

مجموعه دیگر مجموعه ای است که کلارک آن را مجموعه گشت ( Gasht complex)نامیده است.اینمجموعه در منطقه ماسوله قرار دارد.در این سنگها چین های مکرری دیده می شودکه نشاندهنده چندین بار چین خوردگی هستند و عناصر خطی و صفحه ای مختلفی وجود دارد که نشاندهنده دست کم دو مرحله دگرگونی هستند.شیستوزیته نسل اول چینها به موازات سطح محوریاست و این چینها دارای هندسه isoclinal هستند.این شیستوزیته در بعضی جاها به وسیلهتوده های گرانیتویید قطع شده است.این شیستوزیته سطح محوری خود با پیدایش چینهایبسته و تنگ (cl close and tight)دیگری که از نسل دوم هستند و سطح محوری شان با وجودشیستوزیته نسل دوم متمایز می شود چین خورده اند.
ویژگیهای سنگی و آثار دگرگونیمجموعه گشت و عوارض ساختاری این مجموعه هیچ شباهتی با آنچه در سنگهای دیگر منظومهالبرز مشاهده می شود ندارد.در حقیقت هیچ واحد سنگی،چه دگرگون شده و چه غیر دگرگون،در سراسر البرز وجود ندارد که بتوان آن را با مجموعه گشت مقایسه کرد.علوی اینمجموعه را یک ورقه ساختمانی نابرجا ( allochthonous structural sheet) در نظر گرفتهکه ناقل سنگهای پی سنگ واریسکان (variscan) قطعه لیتوسفری توران است،سنگهایی که ازجای خود به وسیله روراندگی های حاصل از تصادم سیمرین نقل مکان کرده و به صورت یکمجموعه غریبه (exotic) در البرز جای گرفته اند.

ساختمانهای البرز:

تکتونیک منظومه البرز با وجود گسلهای رورانده متمایز می شود.چینها در این منظومه از نوعچینهایی هستند که حاصل حرکت بر روی سطح گسل هستند.یعنی چینهای مربوط به گسل هستند( Fault related folds).به علاوه چینها اغلب از نوع ناهماهنگ( Disharmonic)هستند.

تحلیل اشتوکلین از ساختارهای البرز:

به عقیدهاشتوکلین(1968) رشته کوههای البرز از زمان پالئوژن وجود داشته و بعدها به صورت سدی مستحکم بین حوضه های نئوژن ایران مرکزی و آرال ـ خزر بوده است.رشته کوه البرزدارای تراستهایی پرشیب است.گسلهای نرمال و چینها هم حائز اهمیت بوده وشدت چین خوردگی بهسمت خزر کاهش می یابد.
اشتوکلین(1960)در البرز روراندگیهایی را گزارش کرده که بهزعم او دارای شیبی به سمت جنوب هستند و واحدهای چینه شناسی مختلفی را در البرزمرکزی از سمت جنوب به سمت شمال جابه جاکرده اند.درست بر عکس تفسیراشتوکلین،آسرتو(1966) مشاهداتی را در مورد روراندگیهای البرز مرکزی ارائه داده کهبه سمت شمال شیب دارند و ورقه های نازک یا ضخیمی را از سمت شمال به سمت جنوب حرکتداده اند.
اشتوکلین(1968)چهارچوب تکتونیکی عامی را ارائه داده است.وی البرز رابه شکل ناودیسی( Syncline)با راستای شرقی ـ غربی در نظر گرفته که قسمت مرکزی آن بهاعماق بسیار زیاد فرونشسته و در یال هایش سنگها به وسیله روراندگیهایی جابه جا شدهاند.روراندگیهادر یال شمالی به سمت جنوب شیب دارند و حرکت فرادیواره ( hangingwall) به سمت شمال صورت گرفته است،در حالی که روراندگی های یال جنوبی به سمت شمال شیبدارند و حرکت فرادیواره رو به جنوب است.از ویژگیهای دیگر این الگو این است کهسنگهای پی سنگ پرکامبرین همانند سنگهای فانروزوئیک درگیر تغییرات ساختاری است.بهطوری که این سنگها به وسیله روراندگی هابه سمت بالا حرکت کرده اند.

تحلیل علوی از ساختارهای البرز:

1- منطقه بینالود:

منطقه بینالود در البرز شرقی تحتتاثیر تکتونیک نازک پوسته ( Thin skinned) قرار گرفته است (علوی1992).ورقه هایساختمانی به وسیله چندین روراندگی به شیوه پشت خوکی ( Piggyback) یکی بر روی دیگریرانده شده اند که به طور کلی به دو نسل تعلق دارند.نخستین نسل از روراندگی ها دراواسط و یا قبل از اواسط ژوراسیک عمل کرده اندو به رویدادهای تصادمی سیمرین نسبتداده شده اند.نسل دوم روراندگی ها جوانترند و اغلب در سنوزوئیک شکل گرفته اند و جزفعالیت های کوهزایی آلپاین در نظر گرفته می شوند.از نظر هندسی این دو نسل روراندگیبا حرکتی که به سمت جنوب غرب بوده است یک Antiformal stack را به وجود آورده اند کهاز تعدادی دوپلکس ( Duplex)تشکیل یافته اند که هر یک دارای چند یا چندین هورس ( horse) است که به صورت متوالی ( Sequential) از طرف هینترلند (Hinterland) به سمتفورلند (Foreland) حرکت کرده اند.
الگوی علوی از بنیاد با الگویی که اشتوکلین (1968)برای البرز مرکزی ارائه داده است تفاوت دارد.الگوی علوی البرز را به صورت طاقشکلی در نظر گرفته که اجزا آن را ورقه های ساختمانی حاصل از حرکت روراندگی ها تشکیلمی دهد که همه این نیپ ها به سمت جنوب غربی حرکت کرده اند بدون آن که سنگهای پی سنگپرکامبرین در این تغییر و تحولات درگیر شده باشند.

-2منطقه برکلا ـچهارده:

رو به سمت غرب،در جنوب گرگان منطقه برکلا ـ چهارده قرار دارد.در اینمنطقه هم روراندگی ها عمده ترین ساختمانها را تشکیل می دهند.روراندگی ها همه به سمتشمال شیب دارند.زاویه شیب متغیر است به طوری که در بعضی موارد سطح روراندگی تقریباافقی است و در بعضی موارد دیگر زاویه شیب تا 75 درجه می رسد.در یک مورد زاویه شیباز 90درجه گذشته وسطح گسل واژگونه گشته است.علائم نشان دهنده جهت برش( Shearing) برروی سطح روراندگی ها،از جمله asymetric drag folds و نیز Fault propagation folds،همگی جهت حرکتی از سمت شمال به جنوب را نشان می دهند.روراندگی ها از یک نسلنیستند.اگر چه اغلب در سنوزوئیک فعالیت داشته اند.بررسی دقیق روابط روراندگی ها وواحدهای چینه ای شاهدی است بر آن که فعالیت در روی بعضی از روراندگی ها زودتر ازبقیه پایان گرفته است.شواهد هندسی بیانگر آن است که روراندگی های قدیمی تر به وسیله نسلهای جوانتری که بر روی آنها سوار شده اند و نسبت به آنها به صورت خارج از توالی( out of sequence) عمل کرده اند،بریده شده اند. همین پدیده حرکت خارج از توالی استکه مسئول رانده شدن واحدهای سنگی جوانتر بر روی واحدهای سنگی قدیمی تر در منطقه درنظر گرفته شده است.

3- منطقه کیا سر:

در غرب منطقه بر کلا ـچهارده،در حول و حوش کیاسر در البرز مرکزی،چندین نیپ بر روی هم قرار گرفته اند کهاز شمال به جنوب جابه جا شده اند و. این نیپ ها حاوی واحدهای چینه شناسی مختلفیهستند که به صورت باز ( Open) یا تنگ ( Tight) چین خورده اند.چینها از انواع Fault related folds هستند. روراندگی ها در بخش شمالی البرز به سمت شمال شیب دارند و دربخش جنوب به سمت جنوب شیب دارند.
بعضی از روراندگی ها سنگهای قدیمی تر را بر رویواحدهای جوانتر حمل کرده اند در حالی که بعضی دیگر سنگهای جوانتر را به روی واحدهایقدیمی تر منتقل ساخته اند.پدیده دوم ،یعنی حمل سنگهای جوانتر و جایگزینی شان بر رویقدیمی ترها،نتیجه حرکت نسل های جوانتر روراندگی ها و عملکرد خارج از توالی این حرکتنسبت به روراندگی های قدیمی تر است.اما در مورد نیپی که دربرگیرنده سنگهای مجموعهماگمایی البرز است ،می توان گفت که ورقه احتمالا یک نیپ انبساطی است که به وسیله یکگسل عادی Detachment تقریبا افقی تغییر مکان یافته است.

بقایای پالئوتتیس درشمال شرقی ایران:

بقایای پالئوتتیس در شمال شرقی ایران شامل سه دسته سنگاست:

-1  افیولیتهای دگرگون شده

2-رسوبات دگرگون شده

3- پیروکلاستیک هایدگرگون شده

       این سنگها کمربند باریکی را به پهنای 3 تا5 کیلومتر تشکیل می دهندکه از نزدیکی شاندیز در غرب مشهد آغاز شده تا شمال غربی تربت جام (طولی درحدود150کیلومتر) کشیده شده است.تمام این سنگها نه تنها در مقیاس منطقه ای تحت تاثیرحرارت و فشار درجه پایین رخساره شیست سبز قرار گرفته اند،بلکه در مقیاس محلی بانفوذ توده های گرانیتوییدی و پیدایش هاله های حرارتی در پیرامونشان تحت تاثیردگرگونی مجاورتی نیز واقع شده اند که منجر به تشکیل کانی هایی چون گارنت،استرولیت وآندالوزیت شده است.

همه این سنگها از نظر ساختمانی تاریخ تغییرات بسیار پیچیدهای را باز می نمایانند.این سنگها تحت تاثیر دو مرحله از تورق ( imbrication) بهوسیله گسلهای رورانده و سه مرحله چین خوردن ( folding) قرار گرفته اند.نحوه عمل بهاین شیوه بوده است که این سنگها ابتدا به وسیله نخستین نسل روراندگی ها ورقه ورقهشده اند. در این مرحله افیولیتها به روی رسوبات توربیدیتی رانده شده اند.سپس چینخوردگی مرحله اول که همراه با افزایش درجه حرارت و فشار (یعنی دگرگونی)بوده به وقوعپیوسته است.چین های این مرحله بسیار شدید از نوع isoclinal هستند و سطح محوریشان بهصورت رخ اسلیتی متمایز است.مرحله دوم تورق،در نتیجه گسلهای رورانده نسل دوم بر اینساختمانهای قبلی سوار شده و آنها را تغییر داده اند. آنگاه مرحله دوم چین خوردگیروی داده است.راندگی های نسل اول،چین های نسل اول سوار شده بر آنها و راندگی هاینسل دوم که ساختمانهای قبلی را متورق ساخته اند،همگی به وسیله چینهای نسل دوم کهباز از نوع iisoclinal هستند،دوباره چین خورده اند و ساختمانهای بسیار پیچیده ای رابه وجود آورده اند.در مرحله دوم چین خوردگی نیز حرارت و فشار اثر داشته است ولی نهبا شدتی که در مرحله اول چین خوردگی تاثیر می گذاشته اند.سطح محوری چینهای نسل دوماز نوع Crenulation Cleavage است و بالاخره سومین مرحله چین خوردگی با به وجودآوردن چینهای نسل سوم تمام ساختمانهای قبلی را تحت تاثیر قرار داده است.در اینمرحله از چین خوردگی حرارت و فشار نقش چندان مهمی ایفا نکرده اند،زیرا سطح محوریاین چینها از نوع Fracture cleavage است.
تمام تغییرات ساختاری فوق قبل ازژوراسیک حادث شده اند زیرا به وسیله کنگلومراهای قاعده نهشته های اواخر تریاس ـاوایل ژوراسیک پوشیده می شوند.

با توجه به ویژگیهای رسوب شناسی و سنگ شناسیسنگهای فوق و تحلیل هندسی و کینماتیک تغییرات ساختاری آنها ،این سنگها مجموعه سنگهاو رسوبات یک منشور فزاینده ( Accretionary Prism) هستند.این منشور فزاینده درزونفرورانش پوسته اقیانوسی پالئوتتیس به زیر پوسته قاره ای توران که شیبی به سمت شمالداشته تشکیل شده است.وجود پیروکلاستسک هایی چون توف ها و لاپیلی توف ها شاهدی بروجود یک مجموعه کمان ماگمایی ( magmatic arc)در کرانه جنوبی قطعه توران در زمانیقبل از ژوراسیک است و واحدهای کالک آلکالن آن از شمال افغانستان ،شمال ایران و شبهجزیره کراسنودسک گزارش شده است.

چینهای نسل اول و روراندگی های نسل دوم پس ازرانده شدن قطعات رنده شده به اعماقی که در آن حرارت و فشار موجب دگرگونی و تغییراتساختاری شکل پذیر ( D uctile) می شوددر اعماق زیادتر به وجود آمده باشند.چینهای نسلدوم و سوم با درجه دگرگونی ضعیف تری همراه بوده اند و می توان آنها را به شرایطینسبت داد که هنگام فرارانش(o bduction) بقایای پالئوتتیس به روی حاشیه شمالی پوستهقاره ای البرز حاکم بوده اند.
/ 0 نظر / 18 بازدید